با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم بهتر است؟

با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم بهتر است؟

حتما شما هم از زبان جوان های دم بخت این جمله را زیاد شنیده اید که نمی دانم با چه کسی ازدواج کنم. یا نمی دانم با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم بهتر است؟

بی شک یکی از مهم ترین معیارهای انتخاب همسر در نظر گرفتن خصوصیات شخصیتی وی می باشد. برای داشتن یک ازدواج موفق، باید پاسخ این سوال را که “با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم بهتر است؟”بدانید.

اگر چه دریافت سطح آگاهی و پی بردن به این مسئله مهم امری سخت و بسیار تخصصی می باشد ولی کاملا ضروری به نظر می رسد. ما در این مقاله برای شما مخاطبان و زوجینی که نظر یا قصد به ازدواج دارند درباره این مسئله مهم و ضروری و در مسیر شناخت بیشتر و آشنایی بیشتر شما نسبت به یکدیگر به معرفی چند تیپ مختلف شخصیتی خواهیم پرداخت. لطفا برای کسب آگاهی بیشتر در این مقاله و در ادامه با ما همراه باشید.

ابعاد شخصیتی ازدواج

تست مایزر­_بریگز چهار بعد شخصیتی را در انسان مشخص می سازد که هریک از آن ها با جنبه مهمی از زندگی و شغل انسان در رابطه می باشند. از این رو شناخت تیپ های شخصیتی به طور کلی به ما کمک می کند تا رفتار خود و دیگران را بهتر شناخته و درباره آن ها به تحقیق و بررسی بپردازیم. نمونه این ابعاد شخصیتی بر حسب چگونگی دریافت انرژی و همچنین جمع آوری اطلاعات، نحوه تصمیم گیری و طرز زندگی به ترتیب به چهار بعد شخصیتی تقسیم می گردد.

  1. برون گرا و درون گرا
  2. حسی _ شهودی
  3. فکری _ احساسی
  4. با ساختار _ منعطف

برون گرا_ درون گرا:

از جمله افراد درون گرا به نمونه افرادی گفته می شود که همیشه غرق در تفکرند و توجه زیادی به محیط بیرون ندارند. آن ها مانند یک حوض آب هستند اما به عمق یک اقیانوس. یعنی افرادی هستند که ارتباط پیرامونی شان بسیار کم است اما ارتباط درونی عمیقی در ارتباط و شخصیت خود دارند. در واقع تمایل این افراد نسبت به حضور در جمع بسیار اندک است و بیشتر دقت این افراد نسبت به مطالعه و فعالیت های ذهنی و انفرادی می باشد.

اما طرف دیگر این موضوع و در مقابل افراد برون گرا می باشند که این افراد نسبت به دنیای بیرون توجه بیشتری داشته و همچنین دارای ارتباط پیرامونی بسیاری هستند. این جمله افراد بسیار اهل معاشرت و دوستی و همچنین اهل تفریح و رفت و آمد به مکان های شلوغ هستند. معمولا این افراد یعنی برون گرا نسبت به افراد درون گرا دارای اعتماد به نفس بیشتری می باشند.

حسی _ شهودی:

دومین بعد شخصیتی انسان نسبت به نحوه جمع آوری اطلاعات دریافتی از طریق حواس پنج گانه می باشد که نمونه بارز آن ها دیدن و شنیدن است که به روی شخصیت انسان تاثیر بسیاری دارد. برای این جمله افراد همان چیزی دارای اهمیت است که با حواس قابل درک می باشد. مثال اگر برای آن ها یک مکانی را توصیف کنید، تا تماشا نکنند و یا لمس نکنند به آن اهمیتی نمی دهند.

اما در طرف مقابل مثال نمونه افراد شهودی بر عکس افراد حسی به افرادی گفته می شود که بیشتر از حس ششم خود کمک می گیرند و در واقع نسبت به آن چه که ممکن است اتفاق بیفتد حتی در آینده توجه بیشتری دارند و خود را نسبت به حواس پنج گانه محدود نمی کنند.

فکری _ احساسی:

ترجیح فکری _ احساسی نشان دهنده شیوه ای است که در تصمیم گیری هایمان ترجیح می دهیم. فکری ها نسبت به افراد احساسی دارای شخصیتی متفاوت می باشند. انسان های فکری به سبک منطقی و عینی تصمیم گیری می کنند.

در مقابل افراد احساسی به شیوه فردی و ارزش محور تصمیم گیری می کنند. نسبت به آمار۶۶% زنان احساسی تصمیم گیری می کنند. این یکی از ترجیحات نظریه تیپ شناسی است که تفاوت جنسی قابل توجهی را دارا می باشد. در صورتی که فکری ها تمایل به تحلیل تصمیمات دارند، در حالی که احساسی ها بیشتر همدلی می نمایند.

با ساختار _ منعطف:

چهارمین ویژگی در بعد شخصیتی انسان به نمونه سبک و همچنین طرز زندگی انسان ها باز می گردد. افراد با ساختار از جمله افرادی هستند که بیشتر در چارچوب کار می کنند و مقید به اصول و برنامه ریزی هستند و طبق برنامه در کارهایشان پیش روی می کنند.

اما در مقابل افراد منعطف در انجام کارهای خود دارای انعطاف بیشتری هستند و زیاد تابع برنامه ریزی نمی باشند. این افراد ممکن است چند کار را باهم انجام دهند، اما افراد با ساختار ترجیح می دهند ابتدا یک کار را تمام کرده و بعد به سراغ کار بعدی بروند.

با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم؟

ماحصل ترکیب این چهار بعد پیدایش ۱۶ مورد تیپ شخصیتی درافراد است. طبق آمار ۹۲% کسانی که با هم ازدواج می کنند، جذب یکی دیگری مشابه خود می شوند. ۸% تمایل به سمت قطب متضاد خود دارند.

نمونه فردی که بدبین است، دوست دارد به سمت آدم خوش بین برود. چون او خودش از بدبینی اش رنج می برد. فردی که غمگین است به سمت آدم شاد می رود، فرد بی نظم جذب آدمی با نظم می شود و به این ترتیب آدم ها نقص خودشان را می پوشانند. البته ما برای ازدواج ، دو قطب متضاد یک دیگر را توصیه نمی کنیم. این ها در ادامه زندگی و بعد ها به مشکل می خورند. ممکن است ازدواج چند صباحی برای آن ها خوشایند باشد اما زندگی شان دوام بیشتری پیدا نمی کند.

درمورد دو درون گرا در این جایگاه می توانیم کفویت را نقض کنیم. ما این گونه می گوییم یک درون گرا ی صرف و یک برون گرای صرف در زندگی مشکل خواهند داشت. دو تا برون گرا ممکن است که خوب باشد و هردو ممکن است سالیان سال کنار یک دیگر زندگی کنند و خوش باشند اما دو تا درون گرای صرف نمی توانند با یک دیگر زندگی خوشی داشته باشند. البته این امر در مورد دو فرد عصبانی هم با یک دیگر صدق می کند.

ما فردی درون گرا و فردی برون گرا را صلاح می دانیم که فاصله آن ها کم باشد.

به طور مثال درجه درون گرا پنج و درجه فرد برون گرا نودوپنج باشد ما این ازدواج را صلاح نمی بینیم.

به طور کل باید معیار شخصیتی خود را بسنجید و در مورد آن اندیشه کنید و در مورد این موضوع مطالعه کنید که که با همسر درون گرا ازدواج کنیم یا برونگرا.

دسته بندی : توسعه فردی و یادگیری, روانشناسی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

تازه‌های امروز

آزمون‌های قطبینو

فهرست