خب حالا برویم سراغ مراحل فرآیند تصمیمگیری مدیریتی:
مرحلهی اول
تشخیص و شناسایی مشکلی است که در راه تحقق اهداف سازمان، مانع ایجاد کرده باشد.
مرحلهی دوم
پیدا کردن راهحلهای پیشنهادی برای از بین بردن مشکل به وجود آمده. یا بهعبارتدیگر مدیر با بهرهگیری از دانش و تجربیات خود و اطلاعات و آمار در دسترس به جستوجوی راهحلهای احتمالی میپردازد و هر چه دامنهی راهحلهای پیشنهادی بیشتر باشد تصمیمگیری مدیریتی به نحو بهتری اتفاق خواهد افتاد.
مرحلهی سوم
در نظر گرفتن معیارهایی برای سنجش و ارزیابی راهحلهای پیشنهادی. برای مثال میزان هزینهای که باید پرداخت شود یا سود دریافتی
مرحلهی چهارم
تعیین نتایج مورد انتظار در صورت اجرایی شدن هر یک از راهحلهای پیشنهادی و ارزیابی نتایج مثبت و منفی آن
مرحلهی پنجم
ارزیابی راهحلهای پیشنهادی از طریق بررسی نتایج حاصل از آنها.
در برخی از مواقع ممکن است تعیین راهحل مطلوب تنها از طریق ارزیابی نتایج دشوار به نظر برسد. ممکن است یکراه حل در چهارچوب بررسی یک معیار مطلوب ارزیابی شود ولی به لحاظ معیار دیگری کارساز نباشد. در چنین شرایطی بهتر است تا از روشهای تلفیقی برای ارزیابی استفاده کنید.
مرحلهی ششم
تحقق تصمیمگیری مدیریتی و انتخاب قطعی یکراه حل از بین تمام گزینههای موجود
گاهی اوقات اجرای آزمایشی تصمیم اتخاذشده در کنار سایر مراحل تصمیمگیری مدیریتی قرار میگیرد و در شرایطی که تصمیم قابلاجرا باشد و فرآیند عملیاتی کردن آن با موفقیت مواجه شود، اجرای آن ادامه مییابد اما در شرایط عدم موفقیت، در قالب یک مشکل جدید در ابتدای فرآیند تصمیمگیری مدیریتی قرار میگیرد و تمام فرآیند مجدد تکرار میشود.
عوامل مؤثر بر تصمیمگیری مدیریتی
تصمیمگیری مدیریتی فرآیندی پیچیده است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. این عوامل میتوانند داخل یا خارج سازمان باشند و بر کیفیت و دقت تصمیمات گرفته شده تأثیر بگذارند. در ادامه به بعضی از مهمترین عواملی که بر تصمیمگیری مدیریتی تأثیر میگذارند، اشاره میکنیم:
عوامل داخلی سازمان
فرهنگ سازمانی شامل ارزشها، باورها، هنجارها و رویههای معمول در سازمان است. فرهنگ سازمانی بر نحوه تفکر، تصمیمگیری و رفتار مدیران تأثیر میگذارد. به عنوان نمونه، در سازمانهایی که بر ریسکپذیری تأکید دارند، مدیران تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات جسورانه دارند.

ساختار سازمانی:
ساختار سازمانی به چگونگی تقسیم کار، سلسله مراتب و روابط بین بخشهای مختلف سازمان اشاره دارد. ساختار سازمانی میتواند بر سرعت و دقت تصمیمگیری تأثیر بگذارد. به عنوان نمونه، در سازمانهایی با ساختار متمرکز، تصمیمگیریها معمولاً کندتر و پیچیدهتر هستند.
سیستمهای اطلاعاتی:
سیستمهای اطلاعاتی به مدیران کمک میکنند تا اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری را جمعآوری و تحلیل کنند. کیفیت و کمیت اطلاعات موجود، بر دقت تصمیمات گرفته شده تأثیر میگذارد.
منابع سازمان:
منابع سازمان شامل منابع مالی، انسانی، فیزیکی و اطلاعاتی است. محدودیت منابع میتواند بر گزینههای موجود برای تصمیمگیری تأثیر بگذارد و مدیران را مجبور کند تا بین گزینههای مختلف با توجه به محدودیتهای منابع انتخاب کنند.
عوامل خارجی سازمان
محیط اقتصادی:
نوسانات اقتصادی، تورم، نرخ بهره و سایر عوامل اقتصادی میتوانند بر تصمیمگیری مدیران تأثیر بگذارند. به عنوان نمونه، در دوران رکود اقتصادی، مدیران امکان دارد تصمیم به کاهش هزینهها و سرمایهگذاری کمتر بگیرند.
محیط رقابت:
رقابت بین سازمانها میتواند بر تصمیمگیری مدیران تأثیر بگذارد. برای نمونه، برای حفظ سهم بازار، مدیران امکان دارد مجبور شوند به نوآوری و ارائه محصولات و خدمات جدید بپردازند.
محیط قانونی و سیاسی:
قوانین و مقررات دولتی، سیاستهای دولت و تغییرات سیاسی بر تصمیمگیری مدیران تأثیرگذارند. مثلا، تغییرات در قوانین مالیاتی میتواند بر تصمیمات سرمایهگذاری سازمان تأثیر بگذارد.
محیط اجتماعی:
تغییرات در ارزشها، نگرشها و رفتارهای اجتماعی نیز بر تصمیمگیری مدیران تأثیر میگذارد. به عنوان نمونه، افزایش آگاهی در مورد مسائل زیستمحیطی میتواند سبب شود که مدیران به دنبال راهکارهای سازگار با محیط زیست باشند.
تکنولوژی:
پیشرفتهای تکنولوژیکی میتوانند فرصتها و تهدیدهای جدیدی را برای سازمانها ایجاد کنند. مدیران باید به طور مکرر از آخرین پیشرفتهای تکنولوژیکی آگاه باشند و تصمیمات خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
عوامل فردی
سبک مدیریت:
سبک مدیریت هر مدیر بر چگونگی تصمیمگیری او تأثیر میگذارد. به عنوان نمونه، مدیرانی که سبک مدیریت خودکامه دارند، تمایل بیشتری به تصمیمگیری انفرادی دارند، درحالی که مدیرانی که سبک مدیریت مشارکتی دارند، تمایل بیشتری به مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیمگیری دارند.
مطلب مرتبط: انواع سبکهای رهبری؛ بهترین سبک رهبری برای کسبوکار شما چیست؟
تجربیات و دانش:
تجربیات و دانش مدیران در زمینههای مختلف، بر کیفیت تصمیمات گرفته شده تأثیر میگذارد. مدیرانی که تجربه و دانش بیشتری دارند، معمولاً تصمیمات بهتر و آگاهانهتری میگیرند.
شخصیت:
شخصیت هر فرد بر چگونگی تفکر و تصمیمگیری او تأثیر میگذارد. به عنوان نمونه، اشخاصی که شخصیت ریسکپذیر دارند، تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات جسورانه دارند.
انواع تصمیمگیریهای مدیریتی در سازمان
تصمیمهای شرطبندی بزرگ
این نوع از تصمیمگیریها بهندرت در سازمان اتفاق میافتد. اما نیاز به ریسکپذیری بسیار بالایی دارند و دارای این ظرفیت و قابلیت هستند که آیندهی سازمان را تغییر دهند. درواقع تصمیمهای شرطبندی بزرگ مهمترین تصمیماتی هستند که مدیران سازمانی میگیرند. این قبیل از تصمیمگیریهای مدیریتی عموما از طریق افراد ارشد سازمان و هیئتمدیره انجام میشود. برای اتخاذ تصمیمهای بهتر در این روش مطلوب است که میان دو گروه موافق و مخالف دربارهی موضوع موردبحث تبادلنظر و گفتگو اتفاق بیفتد.
تصمیمهای متقاطع
این نوع از تصمیمگیری در سازمانها رایج است. در این نوع تصمیمگیری تجربهی سطح بالایی از ریسک دور از انتظار نیست. رهبران واحدهای تجاری و مدیران ارشد در تصمیمهای متقاطع مشارکت میکنند. برای مثال قیمتگذاری، فروش یا انتشار محصول جدید ازجمله تصمیمات متقاطع به شمار میآیند. اساسا در این مدل تصمیمگیری مدیریتی استفاده از نظرات شخصی دیگر که به شفاف شدن اهداف، مقیاسها و استراتژیها کمک میکند، تأثیر بسزایی خواهد داشت.
تصمیمهای تفویضی یا واگذارشده
تصمیمهای تفویضی بهصورت متداول و روزانه در سازمان توسط یک فرد یا تیمهای کاری گرفته میشوند. این قبیل تصمیمگیریها توأم با سطح بالایی از ریسک نیستند. تصمیمهای واگذارشده در مقایسه با دو گروه قبلی از دامنهی محدودتری برخوردار هستند. آنها بهطور نسبی بخشی از روند روزانهی مدیریت را تشکیل میدهند. اما به دلیل اثرات چند برابری که بر جای میگذارند ارزش بسیار بالایی دارند و زمانی که رویکرد سازمان دارای نقص و ایرادی باشد این روش تصمیمگیری مدیریتی هزینهبر نیز خواهد بود.
مسئولیت این نوع از تصمیمگیریهای مدیریتی باید در اختیار افرادی باشد که کارها را سریعتر و بهتر انجام میدهند و همین مسئله پاسخگویی و تعهد آنها را دوچندان میکند.