1. منابع انسانی
  2. اعتیاد به کار چیست؟ نشانه های اعتیاد به کار چیست و چگونه از آن رهایی یابیم؟

اعتیاد به کار چیست؟ نشانه های اعتیاد به کار چیست و چگونه از آن رهایی یابیم؟

اعتیاد به کار

نیاز به پیشرفت، نیازی است مداوم که از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح پیشرفت نوسان دارد. زمانی که یک کشش درونی به‌سوی موفقیت شغلی در افراد آنچنان نیرومند باشد که منجر به بی‌اعتنایی نسبت به سایر حوزه‌های زندگی شود. شاید بتوانیم در چنین حالتی برچسب «اعتیاد به کار» یا  “Workaholic”را به افراد بزنیم. درواقع اعتیاد به کار نوعی خو گرفتن با شغل و کار است. این‌گونه افراد اعتقاددارند که اگر کار نکنند، دنیا بر سرشان خراب خواهد شد.

از همین ابتدا بگوییم که ممکن است با خواندن این مقاله دچار اضطراب شوید. شاید هم احساس تنهایی کنید یا تصور کنید که شما هم به کارتان اعتیاد پیداکرده‌اید. اما نگران نباشید. باید بگوییم در تمام دنیا افراد بسیار زیادی دچار اعتیاد به کارشده‌اند درحالی‌که حتی خودشان از این موضوع بی‌اطلاع هستند. همین بی‌توجهی شرایط آن‌ها را بدتر می‌کند و همچون مانعی اجازه نمی‌دهد این افراد به درک درستی از واقعیت‌های زندگی خود برسند.

اعتیاد به کار: بیماری آبرومند

این روزها خیلی باب شده که افراد بر اساس میزان مشغله‌ی کاری به همدیگر پز می‌دهند. ظاهر ماجرا این است که در حال غرولند کردن هستند. اما درواقع می‌خواهند به‌نوعی ثابت کنند که ما انسان‌های بسیار هدفمند و مفیدی برای جامعه محسوب می‌شویم. احتمالا ریشه‌ی این موضوع این باشد که یاد گرفتیم آدم موفق یعنی کسی که در طول شبانه‌روز وقت سر خاراندن ندارد. استراحت، تفریح، سرگرمی و مدیتیشن یا حتی بازی کردن فقط مختص آدم‌های بیکار و خوش گذرانه.

اعتیاد فقط در قالب وابستگی به مواد مخدر تظاهر نمی‌کند. بلکه رفتارهای متفاوتی می‌توانند کیفیت معتاد گونه پیدا کنند. اعتیاد به کار به‌نوعی فرار از دغدغه‌های وجودی و معنایی است. اغلب مردان دچار اعتیاد به سکس دارای اعتمادبه‌نفس پایین و ضعف‌های شخصیتی هستند. یا در مثالی دیگر افراد دارای اعتیاد به خرید در کنترل تکانه‌ها و هیجانات خود مشکل‌دارند.

اعتیاد به کار چیست؟

اسپنس و رابینز نخستین تعریف دانشگاهی و علمی از عبارت اعتیاد به کار را ارائه کردند. این دو محقق اعتیاد به کار را بر اساس میزان و درجه با سه مؤلفه‌ی عجین شدن باکار، تمایل درونی و لذت از کار مشخص می‌کنند. از نگاه آن‌ها اعتیاد به کار شامل مجموعه‌ای از نگرش‌ها و برداشت‌های افراد است. در افرادی که به کار اعتیاد دارند درجه‌ی عجین شدن با کار بالاست، کشش درونی بسیار زیادی به کاردارند ولی از آن لذت نمی‌برند. معتاد به کار فردی است که درگیری بسیار زیادی با شغل خود دارد. اشتیاق درونی فوق‌العاده‌ای نسبت به کار خود تجربه می‌کند و درعین‌حال لذت کمی از آن می‌برد. به تعبیری دیگر اعتیاد به کار به‌منزله‌ی اختصاص افراطی زمان به فعالیت‌های فیزیکی و یا فکری مرتبط با کار است.

اعتیاد به کاردرواقع افراد مبتلابه اعتیاد به کار نیاز درونی غیرقابل‌کنترلی برای کار کردن مداوم دارند. بارزترین ویژگی آن‌ها کار شدید، افراطی و اجباری است. پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند این افراد به‌طورمعمول به علت وجود اجبار و انگیزه‌ی درونی سخت کار می‌کنند و عوامل بیرونی همانند پاداش‌های مالی تأثیر در چگونگی عملکرد آن‌ها ندارند. طبیعتا هر نیازی در صورت ارضا نشدن یا بیش‌ازحد ارضا شدن عواقب ناخوشایندی برای افراد ایجاد می‌کند. نیاز بیش‌ازحد به کار کردن یا همان اعتیاد به کار به میزان چشمگیری در سلامت جسمانی، روانی، شادکامی، کارکرد اجتماعی و روابط بین فردی اختلال ایجاد می‌کند.

در نظر داشته باشید انبوه مشکلاتی که برای افراد دارای اعتیاد به کار ایجاد می‌شود به نوع شغل و جنسیت آن‌ها بستگی ندارد. این مشکل می‌تواند گریبان گیر تمام افراد مشغول در شرکت‌ها و سازمان‌ها و حتی افرادی که در حرفه‌ی خود به‌طور شخصی کار می‌کنند، شود.

 

به طور مثال:

  • مدیرعاملی که چند ساعت دیگر در بیمارستان وقت عمل دارد. اما همچنان به لپ‌تاپ و میز کار خود چسبیده است.
  • کسی که هنگام رابطه با همسرش در رختخواب مدام در حال چک کردن برنامه و قرارهای کاری فردا است.
  • کسی که حتی در میان مهمانی و تولد و مراسم عروسی دست از حساب‌وکتاب برنمی‌دارد و مدام در حال یادداشت‌برداری نکاتی است که فردا باید در جلسه مطرح کند.

برخی معتقدند که همراه کردن واژه‌ی اعتیاد با کار موضوعی چالش‌برانگیز است. چراکه کار به‌عنوان امری ارزشمند برای رسیدن به رفاه و رضایت در زندگی در نظر گرفته‌شده درحالی‌که اعتیاد اغلب یادآور رنج و بیماری است. برخی از صاحب‌نظران ادعا کرده‌اند که ترکیب این دو اصطلاح متضاد منجر به این شده است که بسیاری از افراد نه‌تنها شدت این اعتیاد را جدی نمی‌گیرند، بلکه آن را ستایش می‌کنند.

اعتیاد به کار و کمال‌گرایی

کمال‌گرایی عبارت آشنایی که این روزها بسیار بر سر زبان افتاده است. این ویژگی به ابزاری خاص برای پز دادن تبدیل‌شده است. کمال‌گرایی یکی از ویژگی‌های شخصیتی است که در ذات همه‌ی افراد وجود دارد. کمال‌گرایی به عبارت ساده به معنای تمایل پایدار افراد در برآورده کردن انتظارات خود و دیگران است. البته نکته‌ی مهم اینجاست: با کیفیتی بهتر ازآنچه آن موقعیت از فرد می‌خواهد. کمال‌گرایی به دودسته‌ی بهنجار و نابهنجار تقسیم می‌شود. افرادی که به کمال‌گرایی بهنجار دچار هستند از تلاش و رقابت برای رسیدن به برتری و کمال لذت می‌برند. همچنین نسبت به محدودیت‌ها و امکانات خودآگاهی دارند. اما در کمال‌گرایی نابهنجار به علت انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای که از خوددارند هرگز طعم خشنودی و رضایت را نخواهند چشید.

آیا شما کمال‌گرایید؟ جهت پاسخ به این سوال کلیک کنید.

حال ببینیم کمال‌گرایی چه ارتباطی با اعتیاد به کار دارد؟

افراد کمال‌گرا به‌گونه‌ای افراطی به دنبال به دست آوردن موفقیت هستند. بااینکه ممکن است در زندگی حرفه‌ای خود به سطح بالایی از موفقیت رسیده باشند. اما ازآنجایی‌که این افراد بسیار خود انتقادگر هستند موفقیت خود را ناچیز و کم‌ارزش می‌شمارند. افرادی که دچار اعتیاد به کار هستند همواره انگیزه‌ی درونی شدیدی برای کار کردن دارند و نمی‌توانند در برابر آن مقاومت کنند. این میل و انگیزه درونی کاملا مستقل از شرایط محیطی همانند پاداش، مرتبه‌ی سازمانی، فشار کارفرما، ارتقا شغلی یا فرار از خانواده است.

آیا اعتیاد به کار منجر به فرسودگی شغلی می‌شود؟

فرسودگی شغلیاصلا فرسودگی شغلی به چه معناست؟ سندروم فرسودگی شغلی در طبقه‌بندی اختلال‌های روانی قرار نمی‌گیرد. اما می‌تواند در طول زمان به‌آرامی پیشرفت کند و منجر به ناتوانی شود. همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید به واژه‌ی سندروم اشاره کردیم. سندروم به معنای مجموعه‌ای از نشانه‌هاست. سندروم فرسودگی شغلی خود را با نشانه‌هایی مانند خستگی عاطفی، نگرش منفی در پاسخ به دیگران و احساس عدم کارآمدی فردی است. این نشانه‌ها زمانی که به سراغ فرد می‌آیند کار تبدیل می‌شود به تمام هویت فرد و بدون آن دیگر نمی‌تواند زندگی کند.

افرادی که به طرز افراطی مشغول به کار هستند خود را گرفتار نوعی فشار روانی می‌کنند. این فشار روانی ناشی از عدم تعادل بین خواسته‌های محیطی و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آن‌هاست.

اعتیاد به کار، باعث فرسودگی شغلی میشود. آیا شما تا به امروز دچار فرسودگی شغلی شده‌اید؟ جهت یافتن پاسخ این سوال کلیک کنید.

نقش سازمان‌ها در اعتیاد به کار

با توجه به وجود نگرش‌های مثبت در فرهنگ ما، احساس مسئولیت بیش‌ازحد در شغل به‌نوعی ارزش تلقی می‌گردد. چنین نگرشی همواره همراه با پیامدهای مثبت و تشویق و تقویت از سوی سازمان در مواجهه با افرادی است که اعتیاد به کاردارند.

تشویق و ترغیب این افراد موجب سودآوری بیشتر برای سازمان می‌گردد اما از طرفی آن‌ها ضرر و زیان بیشتری را به جان می‌خرند. تا زمانی که کار امان آن‌ها را نبرد دست از آن نمی‌کشند.

هوشمندانه‌تر کارکنید نه سخت‌تر

پیامدهای اعتیاد به کار

صحبت کردن درباره‌ی اعتیاد به کار همانند راه رفتن بر روی لبه‌ی تیغ است. بدون شک تلاش و دنبال کردن اهداف و آرزوها موهبتی بسیار بزرگ است. در شرایط اقتصادی فعلی خواه‌ناخواه همه‌ی افراد ناچار به سخت کار کردن هستند. اما این واقعیتی انکار نشدنی است. اعتیاد به کار به میزان زیادی کارآمدی و بازدهی شما را کاهش می‌دهد. خلق و خلاقیت شما را خدشه‌دار می‌کند. از همه مهم‌تر روابط خانوادگی و دوستانه شما را تحت شعاع قرار می‌دهد. همچنین می‌توان به موارد دیگری اشاره کرد. مانند:

  • وسواس شدید
  • تحمل سطح بالایی از اضطراب و استرس
  • ایجاد مشکلات جسمانی و روانی
  • کاهش رضایت از زندگی و شغل
  • کاهش کیفیت و عملکرد شغلی
  • کمال‌گرایی
  • افسردگی

اما راهکار چیست؟

روش‌های ترک اعتیاد به کار

اصلا نگران نباشید. دچار اضطراب نشوید. مثل همیشه هرگز ما شما را تنها نمی‌گذاریم. این بار هم می‌خواهیم چند راهکار ساده و درعین‌حال تأثیرگذار را برای شما مطرح کنیم. البته ناگفته نماند ایجاد عادت‌های سالم چیزی نیست که یک‌ شبه اتفاق بیفتد.

  • برای خودتان مرزبندی قائل شوید: ساعت کاری مشخصی را در نظر بگیرید و تلاش کنید به آن پای بند بمانید.
  • به‌اندازه‌ی کافی بخوابید: خواب یکی از اساسی‌ترین نیازهای بشر است. فقدان خلاقیت، آسیب‌پذیری و بالا رفتن حساسیت، کاهش تمرکز و کاهش قدرت تصمیم‌گیری از نشانه‌های کمبود خواب است.
  • به طبیعت بروید و به آرامش برسید: طبیعت‌گردی و مدیتیشن در طبیعت راهکار بسیار مناسبی برای کاهش استرس است. بهترین و خلاقانه‌ترین ایده‌ها زمانی به ذهنتان می‌رسد که فکرش را نمی‌کنید.
  • برای خانواده و دوستانتان وقت بگذارید: از ما به شما نصیحت انرژی روابط را دست‌کم نگیرید. آیا واقعا تنها اولویت زندگی شما کار است؟ افراد مهم زندگی شما چه جایگاهی دارند؟ حتما دقایقی را در طول روز به معاشرت و بازی و هم‌صحبتی با آن‌ها اختصاص دهید. مطمئن باشید راه دوری نمی‌رود.
  • به خوردوخوراک خود اهمیت دهید: اعتیاد به کار افراد را از توجه به سایر نیازهای خود غافل می‌کند. برای وعده‌های غذایی خود زمان بگذارید و خودتان را با مواد غذایی خوب و مفید حسابی تحویل بگیرید.
  • از سرگرمی و تفریح غافل نشوید: حواستان به سایر علایقتان باشد. پیاده‌روی، کتاب خواندن، موسیقی، نوازندگی، نقاشی و…
  • به بدنتان احترام بگذارید: هر زمان که احساس خستگی و بی‌حالی می‌کنید دست از کار بکشید. قدری به ذهن و جسم خود استراحت دهید تا انرژی‌شان را بازیابند.
  • وظایف شغلی خود را به خانه منتقل نکنید: برای خود ایمیل کاری بسازید تا مجبور نباشید حتی در زمان استراحت و تعطیلات آن را چک کنید. شماره تلفن کاری جداگانه داشته باشید تا بتوانید آن را خاموش‌کنید.
  • با قاطعیت «نه» بگویید: به افراد، کارها و اتفاقات بی‌اهمیت نه بگویید. کارهایتان را اولویت‌بندی کنید و برای وقت خود ارزش قائل باشید.
  • به دیگران اعتماد کنید و به آن‌ها وظایفی را محول کنید: مطمئن باشید برخی مسائل کاری در نبود شما هم انجام می‌شوند. خودتان همه‌ی مسئولیت‌ها را بر عهده نگیرید.

تفاوت پرکاری و اعتیاد به کار

فرسودگی شغلیاعتیاد به کار با پرکار بودن متفاوت است. چراکه افراد پرکار می‌دانند چگونه و در چه زمانی برای کار خود محدودیت قائل شوند. همواره زمانی را برای صرف وقت در کنار خانواده و دوستان و رسیدگی به سایر علایقشان اختصاص می‌دهند. ولی کار برای افراد دچار اعتیاد به کار بالاترین درجه‌ی اهمیت را دارد. به دلیل الزامات کاری قادر نیستند زمانی را برای امور دیگر صرف کنند.

افراد پرکار، کار را به‌عنوان امری واجب انجام می‌دهند و در مواقعی آن را عملی ارضاکننده می‌دانند. اما افراد دارای اعتیاد به کار، شغل خود را به‌عنوان جایی امن و فارغ از امور پیش‌بینی‌نشده زندگی می‌دانند که می‌توانند به کمک آن از احساسات و تعهدات ناخواسته دور شوند. همچنین افراد پرکار می‌توانند اشتیاق خود را به کار از بین ببرند درحالی‌که افراد معتاد به کار این توانایی را ندارند. این افراد در مواقعی که مشغول به کارهای دیگر هستند بازهم فکرشان مشغول کارسازمانی خویش است.

در ژاپن اعتیاد به کار به شکل یک فرهنگ درآمده است. سالیانه عده‌ی زیادی از ژاپنی‌ها به دلیل کار بیش‌ازحد جان خود را از دست می‌دهند. حتی آن‌ها برای مرگ در اثر کار زیاد واژه‌ای تحت عنوان کاروشی (Karoshi) دارند. چنانچه بتوان ثابت کرد که علت مرگ کار بیش‌ازحد بوده است، خانواده‌ی شخص می‌توانند به دلیل عدم‌مداخله‌ی کارفرما در رفتار خود تخریب گرانه کارمندش، از او تقاضای غرامت کنند.

آیا شما یک معتاد به کار هستید؟

خالی از لطف نیست این مطلب را با آزمون کوتاهی و صدالبته قدری تأمل به پایان برسانیم. در طول روز چند ساعت کار می‌کنید؟ چه میزان از زمان خود را در طول شبانه‌روز با خانواده و دوستان سپری می‌کنید؟ آیا اطرافیان شما از ساعات کاری شما گله‌مند هستند؟ اصلا تابه‌حال به محدود کردن کار خود فکر کرده‌اید؟ فکر می‌کنید توانایی انجام این کار را داشته باشید؟ آیا می‌توانید از نتایج کار خود لذت ببرید؟ تا حالا چند بار زیر قول‌هایی که به خود، خانواده و دوستانتان داده‌اید، زدید؟ آیا در خصوص واگذار کردن برخی از مسئولیت‌ها به دیگران دچار وسواس شده‌اید؟ زمانی که در تعطیلات و استراحت هستید چه موضوعی بیش از همه ذهن شما را به خودش مشغول ساخته است؟

دسته بندی : منابع انسانی

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید.

تازه‌های امروز

آزمون‌های مرتبط با این پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست