هر آنچه باید درباره‌ی تصمیم‌گیری مدیریتی بدانید

تصمیم‌گیری مدیریتی

تصمیم‌گیری از آن دست فعالیت‌هایی است که به‌هرحال هر فردی در هر جایگاه و موقعیتی که باشد یا حتی در زندگی روزمره‌ی خود خواه‌ناخواه با آن مواجه می‌شود و در طول روز ممکن است بارها و بارها در موقعیت تصمیم‌گیری قرار بگیرد. به‌طور مثال تصمیم‌گیری درباره‌ی مسائل رایج در زندگی روزمره و روابط عاطفی، تصمیم‌گیری در جایگاه مدیریت در خصوص مسائل مالی سازمان برای کسب حداکثر منافع، انواع و اقسام تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در جهت مدیریت بهینه‌ی منابع سازمان و از سر گذراندن چالش‌ها. اما باوجود تعدد موقعیت‌های تصمیم‌گیری در زندگی شغلی و شخصی، افراد تا چه حد به تقویت این مهارت در خود اهمیت می‌دهند؟ به نظر شما مدیران ایرانی تا چه میزان با مقوله‌ی تصمیم‌گیری مدیریتی آشنا هستند؟

بی‌تردید گستره‌ی تصمیم‌گیری آن‌قدر وسیع است که پرداختن به تمام جزئیات و موقعیت‌های انتخاب و تصمیم‌گیری در این مطلب نمی‌گنجد. اما احتمالا شما یا هر فرد دیگری که در شرایط تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید در تمام این موقعیت‌ها حس و حال تقریبا یکسانی را تجربه می‌کنید. به‌عنوان‌مثال همواره در مورد اینکه چه زمانی برای تصمیم‌گیری مناسب است؟ در تردید هستید یا الان تصمیم بگیرم یا بهتر است آن را به چند روز دیگر موکول کنم؟ اگر تصمیم بگیرم و شرایط آن‌طور که فکرش را می‌کنم پیش نرود چه‌کار کنم؟ بهتر نیست با افراد بیشتری مشورت کنم؟ به حرف دلم گوش دهم یا بر اساس منطق و استدلال تصمیم بگیرم؟ چه نتایج و اتفاق‌هایی در انتظار من خواهند بود؟ کنار آمدن با این دغدغه‌های ذهنی تنها از طریق کسب دانش و مهارت در این زمینه امکان‌پذیر خواهد بود.

پس پیشنهاد می‌کنیم با ما در ادامه‌ی این مطلب همراه باشید تا حداقل از این طریق بتوانید مهارت تصمیم‌گیری مدیریتی را در خود پرورش دهید.

تصمیم‌گیری مدیریتی و اهمیت آن در فرآیند مدیریت سازمان

زمانی که شما در یک موقعیت تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید برای اتخاذ یک تصمیم مناسب باید بتوانید ارزش به‌دست‌آمده از نتایج احتمالی هر یک از تصمیم‌هایی که می‌گیرید را پیش‌بینی کنید و در گام بعدی به مقایسه‌ی این ارزش‌ها بپردازید. درنهایت بررسی کنید که انتخاب کدام مسیر شما را به موفقیت می‌رساند. تصمیم‌گیری از اجزای مدیریت به شمار می‌آید و به نحوی در تمام وظایف مدیریتی نهفته است. تصمیم‌گیری مدیریتی در غالب فرآیندهایی همچون تعیین اهداف و استراتژی‌های سازمان رکن اصلی و اساسی است.

هر تصمیم‌گیری مدیریتی شامل دو بعد مهم است:

بعد اول آن شامل ارزش مورد انتظار سازمان یا مدیران از تصمیمات اتخاذشده و اجرای آن‌هاست.

بعد دوم درواقع بیانگر شانس و احتمالی است که در صورت تصمیم‌گیری برای رسیدن به نتایج مطلوب وجود دارد.

فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی

تصمیم‌گیری مدیریتیاساسا تعریف مدیریت در کنار تصمیم‌گیری مدیریتی تکمیل می‌شود. حتی برخی از صاحب‌نظران مدیر را مترادف با تصمیم‌گیری در نظر می‌گیرند. این بدان معنی است که قدرت و استقلال در تصمیم‌گیری مشخصه‌ی بارز مدیریت به شمار می‌آید. فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی به‌طورکلی از زمانی که مدیران احساس می‌کنند در سیستم مشکلی به وجود آمده، آغاز می‌شود و با حل‌وفصل کردن آن مشکل به پایان می‌رسد. این فرآیند شامل مراحل ایجاد و پیوند اجزای مختلف تصمیم، اتخاذ تصمیم، اجرای تصمیم گرفته‌شده و نظارت و کنترل بر آن است.

خب حالا برویم سراغ مراحل فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی:

مرحله‌ی اول

تشخیص و شناسایی مشکلی است که در راه تحقق اهداف سازمان، مانع ایجاد کرده باشد.

مرحله‌ی دوم

پیدا کردن راه‌حل‌های پیشنهادی برای از بین بردن مشکل به وجود آمده. یا به‌عبارت‌دیگر مدیر با بهره‌گیری از دانش و تجربیات خود و اطلاعات و آمار در دسترس به جست‌وجوی راه‌حل‌های احتمالی می‌پردازد و هر چه دامنه‌ی راه‌حل‌های پیشنهادی بیشتر باشد تصمیم‌گیری مدیریتی به نحو بهتری اتفاق خواهد افتاد.

مرحله‌ی سوم

در نظر گرفتن معیارهایی برای سنجش و ارزیابی راه‌حل‌های پیشنهادی. برای مثال میزان هزینه‌ای که باید پرداخت شود یا سود دریافتی

مرحله‌ی چهارم

تعیین نتایج مورد انتظار در صورت اجرایی شدن هر یک از راه‌حل‌های پیشنهادی و ارزیابی نتایج مثبت و منفی آن

مرحله‌ی پنجم

ارزیابی راه‌حل‌های پیشنهادی از طریق بررسی نتایج حاصل از آن‌ها.

در برخی از مواقع ممکن است تعیین راه‌حل مطلوب تنها از طریق ارزیابی نتایج دشوار به نظر برسد. ممکن است یک‌راه حل در چهارچوب بررسی یک معیار مطلوب ارزیابی شود ولی به لحاظ معیار دیگری کارساز نباشد. در چنین شرایطی بهتر است تا از روش‌های تلفیقی برای ارزیابی استفاده کنید. 

مرحله‌ی ششم

تحقق تصمیم‌گیری مدیریتی و انتخاب قطعی یک‌راه حل از بین تمام گزینه‌های موجود

گاهی اوقات اجرای آزمایشی تصمیم اتخاذشده در کنار سایر مراحل تصمیم‌گیری مدیریتی قرار می‌گیرد و در شرایطی که تصمیم قابل‌اجرا باشد و فرآیند عملیاتی کردن آن با موفقیت مواجه شود، اجرای آن ادامه می‌یابد اما در شرایط عدم موفقیت، در قالب یک‌ مشکل جدید در ابتدای فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی قرار می‌گیرد و تمام فرآیند مجدد تکرار می‌شود.

عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری مدیریتی

تصمیم‌گیری مدیریتی فرآیندی پیچیده است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. این عوامل می‌توانند داخل یا خارج سازمان باشند و بر کیفیت و دقت تصمیمات گرفته شده تأثیر بگذارند. در ادامه به بعضی از مهم‌ترین عواملی که بر تصمیم‌گیری مدیریتی تأثیر می‌گذارند، اشاره می‌کنیم:

عوامل داخلی سازمان

فرهنگ سازمانی:

فرهنگ سازمانی شامل ارزش‌ها، باورها، هنجارها و رویه‌های معمول در سازمان است. فرهنگ سازمانی بر نحوه تفکر، تصمیم‌گیری و رفتار مدیران تأثیر می‌گذارد. به عنوان نمونه، در سازمان‌هایی که بر ریسک‌پذیری تأکید دارند، مدیران تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات جسورانه دارند.

تست فرهنگ سازمانی

ساختار سازمانی:

ساختار سازمانی به چگونگی تقسیم کار، سلسله مراتب و روابط بین بخش‌های مختلف سازمان اشاره دارد. ساختار سازمانی می‌تواند بر سرعت و دقت تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد. به عنوان نمونه، در سازمان‌هایی با ساختار متمرکز، تصمیم‌گیری‌ها معمولاً کندتر و پیچیده‌تر هستند.

سیستم‌های اطلاعاتی:

سیستم‌های اطلاعاتی به مدیران کمک می‌کنند تا اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم‌گیری را جمع‌آوری و تحلیل کنند. کیفیت و کمیت اطلاعات موجود، بر دقت تصمیمات گرفته شده تأثیر می‌گذارد.

منابع سازمان:

منابع سازمان شامل منابع مالی، انسانی، فیزیکی و اطلاعاتی است. محدودیت منابع می‌تواند بر گزینه‌های موجود برای تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد و مدیران را مجبور کند تا بین گزینه‌های مختلف با توجه به محدودیت‌های منابع انتخاب کنند.

عوامل خارجی سازمان

محیط اقتصادی:

نوسانات اقتصادی، تورم، نرخ بهره و سایر عوامل اقتصادی می‌توانند بر تصمیم‌گیری مدیران تأثیر بگذارند. به عنوان نمونه، در دوران رکود اقتصادی، مدیران امکان دارد تصمیم به کاهش هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری کمتر بگیرند.

محیط رقابت:

رقابت بین سازمان‌ها می‌تواند بر تصمیم‌گیری مدیران تأثیر بگذارد. برای نمونه، برای حفظ سهم بازار، مدیران امکان دارد مجبور شوند به نوآوری و ارائه محصولات و خدمات جدید بپردازند.

محیط قانونی و سیاسی:

قوانین و مقررات دولتی، سیاست‌های دولت و تغییرات سیاسی بر تصمیم‌گیری مدیران تأثیرگذارند. مثلا، تغییرات در قوانین مالیاتی می‌تواند بر تصمیمات سرمایه‌گذاری سازمان تأثیر بگذارد.

محیط اجتماعی:

تغییرات در ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی نیز بر تصمیم‌گیری مدیران تأثیر می‌گذارد. به عنوان نمونه، افزایش آگاهی در مورد مسائل زیست‌محیطی می‌تواند سبب شود که مدیران به دنبال راهکارهای سازگار با محیط زیست باشند.

تکنولوژی:

پیشرفت‌های تکنولوژیکی می‌توانند فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی را برای سازمان‌ها ایجاد کنند. مدیران باید به طور مکرر از آخرین پیشرفت‌های تکنولوژیکی آگاه باشند و تصمیمات خود را بر اساس آن تنظیم کنند.

عوامل فردی

سبک مدیریت:

سبک مدیریت هر مدیر بر چگونگی تصمیم‌گیری او تأثیر می‌گذارد. به عنوان نمونه، مدیرانی که سبک مدیریت خودکامه دارند، تمایل بیشتری به تصمیم‌گیری انفرادی دارند، درحالی که مدیرانی که سبک مدیریت مشارکتی دارند، تمایل بیشتری به مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیم‌گیری دارند.

مطلب مرتبط: انواع سبک‌های رهبری؛ بهترین سبک رهبری برای کسب‌وکار شما چیست؟

تجربیات و دانش:

تجربیات و دانش مدیران در زمینه‌های مختلف، بر کیفیت تصمیمات گرفته شده تأثیر می‌گذارد. مدیرانی که تجربه و دانش بیشتری دارند، معمولاً تصمیمات بهتر و آگاهانه‌تری می‌گیرند.

شخصیت:

شخصیت هر فرد بر چگونگی تفکر و تصمیم‌گیری او تأثیر می‌گذارد. به عنوان نمونه، اشخاصی که شخصیت ریسک‌پذیر دارند، تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات جسورانه دارند.

انواع تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در سازمان

تصمیم‌های شرط‌بندی بزرگ

این نوع از تصمیم‌گیری‌ها به‌ندرت در سازمان اتفاق می‌افتد. اما نیاز به ریسک‌پذیری بسیار بالایی دارند و دارای این ظرفیت و قابلیت هستند که آینده‌ی سازمان را تغییر دهند. درواقع تصمیم‌های شرط‌بندی بزرگ مهم‌ترین تصمیماتی هستند که مدیران سازمانی می‌گیرند. این قبیل از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی عموما از طریق افراد ارشد سازمان و هیئت‌مدیره انجام می‌شود. برای اتخاذ تصمیم‌های بهتر در این روش مطلوب است که میان دو گروه موافق و مخالف درباره‌ی موضوع موردبحث تبادل‌نظر و گفتگو اتفاق بیفتد. 

تصمیم‌های متقاطع

این نوع از تصمیم‌گیری در سازمان‌ها رایج است. در این نوع تصمیم‌گیری تجربه‌ی سطح بالایی از ریسک دور از انتظار نیست. رهبران واحدهای تجاری و مدیران ارشد در تصمیم‌های متقاطع مشارکت می‌کنند. برای مثال قیمت‌گذاری، فروش یا انتشار محصول جدید ازجمله تصمیمات متقاطع به شمار می‌آیند. اساسا در این مدل تصمیم‌گیری مدیریتی استفاده از نظرات شخصی دیگر که به شفاف شدن اهداف، مقیاس‌ها و استراتژی‌ها کمک می‌کند، تأثیر بسزایی خواهد داشت. 

تصمیم‌های تفویضی یا واگذارشده

تصمیم‌گیری مدیریتیتصمیم‌های تفویضی به‌صورت متداول و روزانه در سازمان توسط یک فرد یا تیم‌های کاری گرفته می‌شوند. این قبیل تصمیم‌گیری‌ها توأم با سطح بالایی از ریسک نیستند. تصمیم‌های واگذارشده در مقایسه با دو گروه قبلی از دامنه‌ی محدودتری برخوردار هستند. آن‌ها به‌طور نسبی بخشی از روند روزانه‌ی مدیریت را تشکیل می‌دهند. اما به دلیل اثرات چند برابری که بر جای می‌گذارند ارزش بسیار بالایی دارند و زمانی که رویکرد سازمان دارای نقص و ایرادی باشد این روش تصمیم‌گیری مدیریتی هزینه‌بر نیز خواهد بود. 

مسئولیت این نوع از تصمیم‌گیری‌های مدیریتی باید در اختیار افرادی باشد که کارها را سریع‌تر و بهتر انجام می‌دهند و همین مسئله پاسخ‌گویی و تعهد آن‌ها را دوچندان می‌کند. 

توانمندسازی کارمندان در این حوزه بسیار حائز اهمیت است. توانمندسازی زمانی محقق می‌شود که کارمندان بتوانند در محیطی امن به فعالیت بپردازند و شکست بخورند. در چنین شرایطی نه‌تنها حس قوی مالکیت و پاسخگویی به کارمندان منتقل می‌شود بلکه تمایل به عمل آن‌هم در مواقعی که زمان، فاکتور مهمی محسوب می‌شود را در آن‌ها تقویت کرده‌اید.

نقش تصمیم‌گیری مدیریتی در وظایف و مسئولیت‌های مدیران 

اگر مقاله‌ی «وظایف مدیران و مهارت‌های موردنیاز مدیران چیست؟» را در سایت ما مطالعه کرده باشید حتما کاملا در جریان وظایف و مسئولیت‌های متعدد مدیران قرار گرفتید. مدیران برای انجام وظایف گوناگون خود در سازمان اعم از هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، تعیین استراتژی، سازمان‌دهی و کنترل همواره نیازمند تصمیم‌گیری و انتخاب هستند. بنابراین تصمیم‌گیری مدیریتی بخش جدایی‌ناپذیر وظایف آن‌هاست و بدون بهره‌گیری از آن دستیابی به اهداف سازمان امکان‌پذیر نخواهد بود. حل مسئله بدون تصمیم‌گیری و ریسک‌پذیری تقریبا محال به نظر می‌رسد و ازآنجایی‌که هر سازمانی روزانه با مسائل و چالش‌های مختلفی دست‌به‌گریبان می‌شود حل مسئله از طریق تصمیم‌گیری مدیریتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

آیا همیشه تصمیم‌گیری‌های مدیریتی باید بر اساس نظر اکثریت در سازمان انجام شوند؟

به‌طورکلی اگر شما به‌عنوان فردی که در جایگاه مدیریت قرار دارید بتوانید از طریق برقراری ارتباطات مؤثر با سایر کارمندان از نظرات آن‌ها در خصوص مشکلات پیش‌آمده جویا شوید نه‌تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه لازم هم به نظر می‌رسد. اما تصمیم‌گیری‌های نهایی شما نباید صرفا مبتنی بر اظهارنظرهای کارمندان باشد. چراکه در این حالت عقاید مختلف باهم درگیر می‌شوند و امکان اتخاذ یک تصمیم مناسب از بین می‌رود. بنابراین تبادل‌نظر در حد مشورت توسط مدیریت برای تصمیم‌گیری‌های مدیریتی کلان سازمان مانعی ندارد. اما درنهایت تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی باید مدیر باشد و با قاطعیت بهترین تصمیم را برای پیشبرد اهداف سازمان اتخاذ کند.

آیا هر سبک مدیریتی نیازمند شیوه‌ی خاصی از تصمیم‌گیری است؟

در مسیر ناهموار مدیریت که همواره باید آمادگی رویارویی با چالش تازه‌ای را داشته باشید انتخاب سبک مدیریت متناسب با موقعیت ایجادشده دشواری این مسیر را دوچندان می‌کند. انتخاب سبک مدیریتی خاص در شرایط گوناگون سازمان به این معناست که هر وضعیتی انتخاب‌ها، تصمیم‌گیری و نحوه‌ی مدیریت خاص خودش را می‌طلبد. در مواجهه با هر چالشی شما موظف هستید تا تصمیم‌های مدیریتی منحصربه‌فردی را اتخاذ کنید. 

پای بندی افراطی به یک سبک مدیریت و اتخاذ تصمیم‌های یکسان در هر شرایطی فقط شما را از اهدافتان دورتر می‌کند و در یک سیکل معیوب گرفتار می‌شوید. بنابراین به شما پیشنهاد می‌کنیم حتما سری به مقاله‌ی «سبک‌های مدیریتی چیست؟ شما کدام سبک مدیریت را برای رهبری انتخاب می‌کنید؟» در سایت ما بزنید تا در کنار آشنایی با انواع و اصول تصمیم‌گیری مدیریتی نسبت به سبک‌های مدیریتی نیز آگاهی یابید تا بتوانید بهترین و مناسب‌ترین تصمیم را در هر موقعیتی بگیرید.

چالش‌های رایج در تصمیم‌گیری مدیریتی

تصمیم‌گیری مدیریتی، یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین وظایف مدیران است. عوامل مختلفی بر این فرآیند تأثیرگذارند و چالش‌های مختلفی را پیش‌روی مدیران قرار می‌دهند. در ادامه به بعضی از چالش‌های رایج در تصمیم‌گیری مدیریتی اشاره می‌کنیم:

عدم قطعیت و پیچیدگی محیط کسب‌وکار

  • تغییرات سریع محیط: محیط کسب‌وکار به سرعت در حال تغییر است و پیش‌بینی آینده بسیار دشوار شده است.
  • اطلاعات ناکافی یا مبهم: مدیران معمولا با اطلاعات ناکافی یا مبهم روبرو هستند که تصمیم‌گیری را پیچیده می‌کند.
  • عدم اطمینان از آینده: آینده‌نگری و پیش‌بینی نتایج تصمیمات، به علت وجود عوامل نامعلوم، بسیار چالش‌برانگیز است.

محدودیت‌های زمانی و منابع

  • فشار زمان: مدیران معمولا تحت فشار زمان برای اتخاذ تصمیمات هستند که امکان دارد به تصمیم‌گیری‌های عجولانه و نادرست منجر شود.
  • محدودیت‌های بودجه: محدودیت‌های مالی سازمان، گزینه‌های تصمیم‌گیری را محدود می‌کند.
  • کمبود نیروی انسانی متخصص: نبود نیروی انسانی متخصص و ماهر، توانایی سازمان را برای تحلیل دقیق اطلاعات و اتخاذ تصمیمات مناسب کاهش می‌دهد.

عوامل انسانی و روانشناختی

  • سوگیری‌های شناختی: سوگیری‌های شناختی مثل تأییدگرایی، اثر هاله و غرقابی، می‌توانند بر قضاوت مدیران تأثیر گذاشته و باعث تصمیمات نادرست شوند.
  • احساسات و عواطف: احساسات و عواطف مدیران می‌توانند بر تصمیم‌گیری آن‌ها تأثیر بگذارند و گاهی اوقات باعث تصمیمات احساسی و غیرمنطقی شوند.
  • فشار گروه: فشار همکاران، مدیران ارشد یا ذینفعان می‌تواند بر تصمیم‌گیری مدیران تأثیر گذاشته و آن‌ها را به سمت اتخاذ تصمیماتی سوق دهد که با باورهای شخصی‌شان همخوانی ندارد.

عوامل سازمانی

  • فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی می‌تواند بر چگونگی تصمیم‌گیری در سازمان تأثیر بگذارد. به عنوان نمونه، در سازمان‌هایی که ریسک‌پذیری تشویق نمی‌شود، مدیران امکان دارد از اتخاذ تصمیمات جسورانه اجتناب کنند.
  • ساختار سازمانی: ساختار سازمانی پیچیده و بوروکراتیک می‌تواند فرآیند تصمیم‌گیری را کند و پیچیده کند.
  • سیستم‌های اطلاعاتی ناکافی: سیستم‌های اطلاعاتی ضعیف می‌توانند مانع از دسترسی مدیران به اطلاعات دقیق و به‌روز شوند.

سایر چالش‌ها

  • تعارض منافع: تعارض منافع بین افراد مختلف در سازمان می‌تواند بر تصمیم‌گیری تأثیر گذاشته و منجر به انتخاب گزینه‌هایی شود که به نفع همه نیست.
  • عدم شفافیت: نبود شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری می‌تواند به بی‌اعتمادی و کاهش انگیزه کارکنان منجر شود.
  • عدم مسئولیت‌پذیری: نبود مسئولیت‌پذیری در قبال نتایج تصمیمات، می‌تواند باعث تکرار اشتباهات و کاهش اثربخشی تصمیم‌گیری‌ها شود.

برای مقابله با این چالش‌ها، مدیران باید از روش‌های مختلفی مثل تحلیل داده‌ها، استفاده از ابزارهای تصمیم‌گیری، مشورت با کارشناسان، تقویت فرهنگ یادگیری و نوآوری و ایجاد سیستم‌های اطلاعاتی قوی استفاده کنند. همچنین، توسعه مهارت‌های فردی مثل تفکر انتقادی، حل مسئله و تصمیم‌گیری، به مدیران کمک می‌کند تا با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرند.

حرف آخر

در دنیای امروز با توجه به محدودیت‌های زمانی، مالی و فقدان اطلاعات کافی و قابل‌اطمینان انتخاب بهترین راه‌حل به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. درنتیجه مدیران ناچار هستند با استفاده از تجربیات قبلی، قضاوت‌های ذهنی، مقایسه‌های محدود و لحاظ کردن اندکی تغییرات در تصمیم‌های قبلی و با اطلاعات اندکی که در دسترس دارند فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی را انجام دهند. اگرچه ممکن است بهره‌گیری از این روش موجب اتخاذ بهترین تصمیم‌ها نشود ولی در محدوده‌ی امکانات آن‌ها قابل‌قبول و رضایت‌بخش است.

دسته بندی : رهبری, مدیریت منابع انسانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.