۳ مهارت رهبری که با گذشت زمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند

چرا بعضی مدیران با وجود سال‌ها تجربه و سابقه موفقیت، به‌تدریج اثربخشی خود را از دست می‌دهند؟ پاسخ را باید در تغییر انتظارات محیط کار و توانایی رهبران برای سازگاری با این تغییرات جست‌وجو کرد. مهارت‌هایی که چند سال پیش برای مدیریت یک تیم یا هدایت یک سازمان کافی بودند، لزوماً نمی‌توانند موفقیت مدیران را در آینده تضمین کنند.

گسترش هوش مصنوعی، افزایش پیچیدگی فرایندهای سازمانی و تغییر انتظارات کارکنان، تعریف تازه‌ای از رهبری اثربخش ایجاد کرده است. امروزه مدیران علاوه بر دانش تخصصی و تجربه مدیریتی، باید بتوانند با فناوری‌های جدید سازگار شوند، فعالیت‌ها را به‌شکلی مؤثر سازمان‌دهی کنند و روابط حرفه‌ای خود را توسعه دهند.

بر اساس پژوهش‌های شرکت زنگر فولکمن (Zenger Folkman)، سه حوزه از قابلیت‌های رهبری اهمیت ویژه‌ای دارند: سواد دیجیتال، اثربخشی سازمانی و توانایی ایجاد روابط حرفه‌ای. ضعف در این حوزه‌ها می‌تواند اثربخشی کلی مدیر را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ حتی اگر او در گذشته عملکرد موفقی داشته باشد.

در این مقاله بررسی می‌کنیم که چرا این سه مهارت رهبری اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند و مدیران چگونه می‌توانند آن‌ها را در محیط کار توسعه دهند.

خلاصه‌ی تصویری و صوتی

مهارت‌های رهبری

Warning: Undefined array key "lazy_load_youtube" in /home/qotbino/public_html/wp-content/plugins/presto-player/templates/video.php on line 35
video-attributes='{}' playsinline >

۱. سواد دیجیتال؛ مهارتی ضروری برای رهبران عصر هوش مصنوعی

سواد دیجیتال دیگر صرفاً یک مزیت رقابتی برای متخصصان فناوری نیست. مدیران نیز باید درک مناسبی از فناوری‌های جدید، به‌ویژه هوش مصنوعی، داشته باشند و بتوانند تأثیر آن‌ها را بر عملکرد سازمان ارزیابی کنند.

پژوهش زنگر فولکمن درباره مهارت‌های دیجیتال رهبران، تفاوت قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. رهبرانی که از نظر مهارت‌های دیجیتال در ۱۰ درصد پایینی قرار داشتند، از نظر اثربخشی کلی رهبری در صدک ۲۲ ارزیابی شدند. در مقابل، رهبرانی که در ۱۰ درصد بالایی این مهارت‌ها قرار داشتند، تنها ۱۷ واحد صدکی بالاتر از میانگین اثربخشی رهبری بودند.

این یافته نشان می‌دهد که برخورداری از مهارت‌های دیجیتال پیشرفته ممکن است مزیتی محدود ایجاد کند، اما ضعف در این مهارت‌ها می‌تواند هزینه بیشتری برای رهبر داشته باشد.

برای مثال، مدیری را تصور کنید که سال‌ها تجربه در صنعت خود دارد، اما از شناخت ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی خودداری می‌کند. چنین مدیری ممکن است فرصت‌های بهبود بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها یا بازطراحی فرایندهای کاری را به‌موقع شناسایی نکند.

البته سواد دیجیتال به‌معنای تبدیل‌شدن به برنامه‌نویس یا متخصص فناوری نیست. یک مدیر باید بتواند کاربرد فناوری‌های جدید را در حوزه مسئولیت خود بشناسد، فرصت‌ها و محدودیت‌های آن‌ها را ارزیابی کند و درباره استفاده از آن‌ها تصمیم بگیرد.

چگونه سواد دیجیتال مدیران را تقویت کنیم؟

برای توسعه این مهارت، مدیران می‌توانند اقدامات زیر را در برنامه یادگیری خود قرار دهند:

  • ابزارهای دیجیتال و کاربردهای هوش مصنوعی مرتبط با صنعت و مسئولیت خود را شناسایی کنند.
  • از کارکنان بپرسند که فناوری چه تغییراتی در شیوه انجام کارهای آن‌ها ایجاد کرده است.
  • فرصت‌های استفاده مسئولانه از فناوری برای بهبود فرایندها را بررسی کنند.
  • به‌جای مقاومت در برابر ابزارهای ناشناخته، با رویکردی انتقادی و کنجکاوانه درباره آن‌ها یاد بگیرند.
  • محدودیت‌های دانش خود را بپذیرند و برای یادگیری مستمر برنامه داشته باشند.

نکته کلیدی این است که تجربه گذشته نباید به مانعی برای یادگیری تبدیل شود. در محیط کاری امروز، مدیر موفق کسی نیست که همه پاسخ‌ها را از قبل بداند؛ بلکه کسی است که توانایی یادگیری و سازگاری با شرایط جدید را حفظ می‌کند.

آیا زنان در مدیریت موفق‌تر از مردان هستند؟  اینجا مطالعه کنید >

۲. اثربخشی سازمانی؛ چگونه به‌جای مشغله بیشتر، نتیجه بهتری ایجاد کنیم؟

افزایش پیچیدگی سازمان‌ها یکی دیگر از عواملی است که مهارت‌های رهبری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. حجم اطلاعات، تعداد کانال‌های ارتباطی، وابستگی میان واحدهای سازمانی و سرعت تصمیم‌گیری، مدیریت را دشوارتر کرده‌اند.

در چنین شرایطی، بسیاری از مدیران برای کنترل اوضاع، ساعات کاری خود را افزایش می‌دهند، در جلسات بیشتری شرکت می‌کنند و می‌کوشند شخصاً بر جزئیات بیشتری نظارت داشته باشند.

اما آیا مشغله بیشتر به‌معنای مدیریت بهتر است؟

شاخص روندهای کاری مایکروسافت در سال ۲۰۲۳ نشان داد که ۶۸ درصد کارکنان مورد بررسی، زمان کافی برای تمرکز بدون وقفه در طول روز کاری نداشتند. همچنین ۶۲ درصد آن‌ها اعلام کردند که زمان زیادی را صرف جست‌وجوی اطلاعات می‌کنند.

این داده‌ها اهمیت بازنگری در شیوه سازمان‌دهی کار را نشان می‌دهند. وقتی مدیر تمام تصمیم‌ها را شخصاً بررسی می‌کند، جلسات غیرضروری را حذف نمی‌کند و مسئولیت‌ها را به دیگران واگذار نمی‌کند، ممکن است خودش به گلوگاه عملکرد سازمان تبدیل شود.

در مراحل ابتدایی مسیر شغلی، توانایی حل مستقیم مسائل می‌تواند عامل موفقیت باشد. اما با افزایش مسئولیت‌های مدیریتی، معیار موفقیت تغییر می‌کند. مدیر باید به‌جای حل‌کردن تمام مسائل به‌تنهایی، شرایطی فراهم کند که اعضای تیم بتوانند مستقل‌تر و اثربخش‌تر عمل کنند.

اثربخشی سازمانی یعنی توانایی ایجاد ساختارها، اولویت‌ها و شیوه‌های کاری که دستیابی به اهداف را تسهیل می‌کنند.

چگونه اثربخشی سازمانی را افزایش دهیم؟

مدیران برای بهبود این مهارت می‌توانند چند اقدام عملی را دنبال کنند:

  • اولویت‌بندی: مشخص کنند کدام فعالیت‌ها بیشترین تأثیر را بر اهداف سازمان دارند.
  • تفویض اختیار: تصمیم‌ها و مسئولیت‌ها را متناسب با توانایی کارکنان توزیع کنند.
  • بازنگری در جلسات: برای هر جلسه هدف مشخصی تعیین کنند و جلسات کم‌اثر را حذف یا کوتاه کنند.
  • شفاف‌سازی مسئولیت‌ها: حدود اختیارات و انتظارات از هر عضو تیم را روشن کنند.
  • حذف پیچیدگی‌های غیرضروری: فرایندهایی را که بدون ایجاد ارزش، زمان و انرژی مصرف می‌کنند، شناسایی کنند.

تفویض اختیار صرفاً راهی برای کاهش حجم کار مدیر نیست. این کار فرصتی برای رشد کارکنان، تقویت استقلال تیم و افزایش ظرفیت سازمان برای مواجهه با مسائل پیچیده است.

رهبران اثربخش به‌جای افزودن مداوم فعالیت‌ها و کنترل‌ها، به‌دنبال ساده‌سازی کار و ایجاد شرایطی هستند که دیگران نیز بتوانند موفق شوند.

ارزش پیشنهادی کارفرمایی EVP - قطبینو

ارزش پیشنهادی کارفرمایی تنها به حقوق و مزایا محدود نمی‌شود؛ بلکه تجربه‌ای را در بر می‌گیرد که کارکنان در تعامل با سازمان و مدیران خود به دست می‌آورند. سواد دیجیتال، اثربخشی سازمانی و توانایی ایجاد روابط حرفه‌ای، بر کیفیت این تجربه تأثیر می‌گذارند. مدیرانی که فناوری را به‌درستی به کار می‌گیرند، محیط کار را اثربخش‌تر سازمان‌دهی می‌کنند و روابطی مبتنی بر اعتماد می‌سازند، می‌توانند به تحقق ارزش‌های وعده‌داده‌شده به کارکنان کمک کنند. بنابراین، توسعه مهارت‌های رهبری یکی از زمینه‌های مهم برای تقویت EVP و نزدیک‌کردن وعده کارفرما به تجربه واقعی کارکنان است.

۳. رابطه‌سازی حرفه‌ای؛ مهارتی با تأثیر گسترده بر اثربخشی رهبری

مهارت‌های فنی، دانش تخصصی و تفکر راهبردی برای مدیریت ضروری هستند؛ اما کیفیت روابط حرفه‌ای نیز می‌تواند نقش مهمی در موفقیت رهبران داشته باشد.

پژوهش‌های زنگر فولکمن نشان می‌دهد رهبرانی که از نظر توانایی رابطه‌سازی در چارک پایینی قرار داشتند، به‌طور میانگین از نظر اثربخشی کلی رهبری در صدک ۱۹ ارزیابی شدند. این شاخص برای رهبران چارک بالایی به صدک ۸۲ رسید؛ یعنی تفاوتی معادل ۶۳ واحد صدکی.

این یافته یک رابطه آماری را نشان می‌دهد و به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که رابطه‌سازی علت مستقیم افزایش اثربخشی رهبری است. بااین‌حال، بزرگی این تفاوت بر اهمیت روابط حرفه‌ای تأکید می‌کند.

چرا کیفیت روابط تا این اندازه مهم است؟

رهبری تنها به تصمیم‌هایی که یک مدیر می‌گیرد یا دانش تخصصی او وابسته نیست؛ بلکه به نحوه تجربه همکاری با او نیز بستگی دارد.

دو مدیری را تصور کنید که هدف یکسانی را برای تیم خود تعیین می‌کنند. مدیر اول برای شناخت نگرانی‌های کارکنان، ایجاد اعتماد و درک دیدگاه‌های آن‌ها وقت گذاشته است. مدیر دوم، با وجود دانش فنی بالا، ارتباط محدودی با اعضای تیم دارد و بیشتر بر انجام وظایف تمرکز می‌کند.

ممکن است هر دو مدیر پیام یکسانی منتقل کنند، اما کارکنان به‌دلیل تفاوت در کیفیت رابطه، واکنش‌های متفاوتی نشان دهند.

روابط حرفه‌ای قوی می‌توانند زمینه اعتماد، همکاری، پاسخ‌گویی و تبادل مؤثر اطلاعات را فراهم کنند. این موضوع در شرایط تغییر سازمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا کارکنانی که به مدیر خود اعتماد دارند، معمولاً آمادگی بیشتری برای بیان نگرانی‌ها، مطرح‌کردن ایده‌های جدید و مشارکت در گفت‌وگوهای دشوار خواهند داشت.

از سوی دیگر، روابط حرفه‌ای ثابت و همیشگی نیستند. تغییر اعضای تیم، جابه‌جایی مسئولیت‌ها و ورود ذی‌نفعان جدید، نیاز به ایجاد و حفظ ارتباطات تازه را افزایش می‌دهد.

چگونه مهارت رابطه‌سازی را در مدیریت توسعه دهیم؟

برای تقویت روابط حرفه‌ای، مدیران می‌توانند اقدامات زیر را انجام دهند:

  • به دیدگاه‌ها و نگرانی‌های کارکنان با دقت گوش دهند.
  • با اعضای جدید تیم و همکاران واحدهای دیگر ارتباط برقرار کنند.
  • از افرادی با تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت بازخورد بگیرند.
  • برای حفظ روابط حرفه‌ای، ارتباطات منظم و معنادار داشته باشند.
  • اعتماد را پیش از زمانی که به کمک دیگران نیاز پیدا می‌کنند، ایجاد کنند.
  • در تعاملات روزمره، احترام متقابل و توجه واقعی به دیگران را نشان دهند.

رابطه‌سازی مؤثر به‌معنای برقراری ارتباطات سطحی یا افزایش تعداد آشنایان نیست. هدف، ایجاد روابطی است که بر اعتماد، شناخت متقابل و همکاری پایدار استوار باشند.

۶ چالش اصلی رهبری که رهبران را در شب بیدار نگه می‌دارد! >

رهبری زنان

چرا توسعه مهارت‌های رهبری باید مستمر باشد؟

سواد دیجیتال، اثربخشی سازمانی و رابطه‌سازی سه مهارتی هستند که نمی‌توان آن‌ها را یک بار آموخت و برای همیشه به دست آورد.

فناوری تغییر می‌کند؛ بنابراین رهبران باید دانش دیجیتال خود را به‌روز نگه دارند. مسئولیت‌های سازمانی پیچیده‌تر می‌شوند؛ بنابراین شیوه‌های اولویت‌بندی، تفویض اختیار و سازمان‌دهی کار نیز باید تکامل پیدا کنند. افراد، تیم‌ها و ساختارهای سازمانی تغییر می‌کنند؛ بنابراین روابط حرفه‌ای به توجه و مراقبت مستمر نیاز دارند.

این واقعیت نشان می‌دهد که توسعه رهبری نباید به چند دوره آموزشی محدود شود. شرکت در یک کارگاه مدیریتی زمانی ارزش پایدار ایجاد می‌کند که آموخته‌ها در محیط کار تمرین شوند، بازخورد دریافت شود و فرصت‌هایی برای بهبود مستمر وجود داشته باشد.

حتی مدیران باتجربه نیز به توسعه نیاز دارند. موفقیت‌های گذشته ممکن است باعث شوند افراد کمتر عادت‌های خود را زیر سؤال ببرند یا نشانه‌های ضعف را جدی بگیرند. به همین دلیل، سابقه موفقیت نباید جایگزین ارزیابی مستمر توانمندی‌ها شود.

مدیران می‌توانند با پرسیدن سه سؤال، مسیر توسعه خود را روشن‌تر کنند:

  • چه فناوری‌ها و قابلیت‌های جدیدی را باید برای ایفای بهتر نقش خود یاد بگیرم؟
  • کدام فعالیت‌ها را باید ساده‌سازی، حذف یا به دیگران واگذار کنم؟
  • برای تقویت اعتماد و کیفیت روابط حرفه‌ای خود چه اقداماتی باید انجام دهم؟

جمع‌بندی: رهبری مؤثر به یادگیری مستمر وابسته است

تغییرات محیط کسب‌وکار ادامه خواهند داشت و مدیران نمی‌توانند تمام عوامل بیرونی را کنترل کنند. بااین‌حال، آن‌ها می‌توانند برای مواجهه بهتر با تغییرات آماده شوند.

سواد دیجیتال به رهبران کمک می‌کند فرصت‌ها و پیامدهای فناوری‌های جدید را درک کنند. اثربخشی سازمانی به آن‌ها امکان می‌دهد پیچیدگی را مدیریت کنند و ظرفیت تیم را افزایش دهند. رابطه‌سازی نیز زمینه اعتماد، همکاری و نفوذ حرفه‌ای را تقویت می‌کند. این مهارت‌ها ممکن است به‌اندازه نتایج مالی یا تصمیم‌های راهبردی بزرگ قابل‌مشاهده نباشند، اما غفلت از آن‌ها می‌تواند دستیابی به همان نتایج را دشوارتر کند.

رهبران موفق صرفاً به مهارت‌هایی تکیه نمی‌کنند که آن‌ها را به جایگاه امروز رسانده‌اند؛ بلکه قابلیت‌هایی را توسعه می‌دهند که برای موفقیت فردای خود و سازمانشان به آن‌ها نیاز خواهند داشت.

بنابراین، پرسش اساسی برای هر مدیر این نیست که آیا در شرایط فعلی عملکرد خوبی دارد یا خیر؛ بلکه این است که آیا برای حفظ اثربخشی خود در آینده نیز سرمایه‌گذاری می‌کند؟

دسته بندی : رهبری
برجسب‌ها : B2B

مطالب مرتبط

تازه‌های امروز

پیشنهاد سازمانی

مدل تعالی جذب و نگهداشت QMAP

متامدل QMAP

نقشه راه یکپارچه‌ی جذب و نگهداشت سرمایه‌ی انسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
لطفاً به سوال مقابل پاسخ دهید:Captcha