مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرا چه چیزهایی هستند؟

مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرا

متاسفانه باید اعتراف کنم که در حق افراد درون گرا همیشه اجحاف شده است و در اجتماع با بار منفی روبرو بوده است ولی چه کسی این برتری را به برونگراها داده و افراد درون گرا را مشکل ساز دیده است؟ آیا واقعا با دیدن یک سری از رفتارها میشود تشخیص داد که فرد برون گرا یا درون گراست؟ خب جواب خیلی روشن که خیر. بیایید در افکار خود بازنگری کنیم، این فشاری که خیلی از افراد درون گرا با آن همیشه دست به گریبان بوده‌اند فشار خانواده یا محیط کار برای اجتماعی‌تر شدن آنهاست و وادار کردن به تغییر رفتار دادن. اما مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرا کدامند؟

خب بهتر است که مشکلات افراد درونگرا را بیشتر بشناسیم تا بتوانیم این فشار را از روی آنها برداریم. اینکه چه راهکارهایی برای مقابله با آنها دارند؟ اگر میدانید که درون گرا هستید که چه بهتر ولی اگر هنوز نمیدانید یا شک دارید توصیه میکنم تست mbti را بزنید تا خیلی بهتر در این مقاله با ما همراه شوید.

جهت ورود به تست شخصیت‌شناسی MBTI کلیک کنید.

روانشناسی به نام کارل یونگ در دهه ۱۹۲۰ استفاده از اصطلاحات درون گرا و برون گرا را آغاز کرد. در اصل درونگرا بودن یا برونگرا بودن را بر اساس نحوه به دست آوردن یا صرف کردن انرژی خود تعریف کرد. یونگ گفت: افراد درون گرا برای شارژ مجدد انرژی به درون خود سفر میکنند، چرا که آنها از تنها انرژی دریافت میکنند. در حالی که افراد برون گرا برای تأمین انرژی خود به دنبال افراد دیگر می روند.

طبق نظریه‌ی روانشناس و فیزیولوژیست مشهور، «هانس آیزنگ» Hans Eysenck درونگرایی و برونگرایی حالت نسبی دارد و با وقایع خارجی زندگی انسان‌ها مرتبط است.

داستانی از مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرا

بسیاری از افرادی که از آشنایان من هستند زمانی که من خودم را درونگرا معرفی میکنم خیلی متعجب میشوند، زیرا آنها مرا بعنوان کسی می بینند که به نظر می‌رسد در سخنرانی در کلاس یا کنفرانس در محیط کاری به راحتی سخنرانی میکنم، اغلب در کارهای گروهی شرکت میکنم و کاملا راحت به نظر می رسم.

واقعا این موضوع جای تعجب ندارد. چرا که درونگرایی به این معنا نیست که نمیتوانم این کارها را انجام دهم بلکه تنها اتفاقاتی که در درون من می‌افتد کمی متفاوت‎تر است. برای مثال: من بعد از هر یک از این فعالیت‌ها، ترجیح می‌دهم تنها به اتاق کارم بروم و چند نفس عمیق بکشم و در تنهایی خود کمی آرامش و انرژی دریافت کنم. تفاوت ما درونگرایان دقیقا همین جاست. که بعد از هر فعالیتی و در جمع بودنی باید کمی تنها باشیم تا انرژی از دست رفته خود را دوباره بدست میاوریم.

وقتی میگویم درونگرا هستم یعنی افسرده‌ام؟

مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرااغلب تصور میکنند که اگر بیان میکنم درون گرا هستم یعنی یا افسرده هستم یا بسیار خجالتی‌ام. در حالی که این تصور کاملا اشتباهی است. من معمولا از حضور در جمع‌ها لذت میبرم زیرا شنونده بسیار خوبی هستم و به جزئیات خیلی دقت میکنم. ولی خب تمایلی ندارم دائما صحبت کنم.

برای من زیاد حرف زدن خوشایند نیست، چرا که از نظر من کلی موضوع جذاب برای شنیدن در جمع وجود دارد که من میتوانم از آنها بهره ببرم. البته خیلی وقت‌ها این حرف نزدن من به ضررم تمام میشود زیرا افراد در جمع فکر میکنند من از آنها خوشم نمی‌آید و یا نمیتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم.

اما، راهکارهایی وجود دارد که افراد درونگرا می توانند برای مقابله با این چالش ها انجام دهند. خب من تجریبات شخصی‌ام را بیان میکنم شاید در خواندن این استراتژی ها به روشهای دیگه‌ای هم برسید که این طبیعی است، زیرا باز درون هر فرد درونگرا با دیگری تفاوت دارد امیدوارم این راهکارها بتواند به شما هم کمک کند زیرا به صلح درونی من در شغل و زندگی شخصی ام کمک کرده است.

شما یک درونگرایید یا یک برونگرا؟ جهت یافتن تیپ شخصیتی خود کلیک کنید.

راهکارهای مناسب برای حل مشکلات شخصی و شغلی افراد درون گرا

هدفمند باشید:

برای خود هدف مشخص کنید. برای مثال میتوانید هدف اول خود را اینگونه تعریف کنید که در یک رویداد حتما شرکت کنید و مشارکت داشته باشید. در این هدف‌گذاری در تعامل با دیگران احساس ناهنجاری کمتری را احساس خواهید کرد. عنوان مثال، در یک رویداد اخیر، من پیشنهاد دادم که داوطلبانه در طول شب عکس بگیرم. با به عهده گرفتن این نقش من هم با دیگران ارتباط برقرار میکردم و هم در انجام این کار احساس راحتی داشتم، زیرا وظیفه‌ای داشتم که در آن مشغول بودم.

دوم هدف: در اجتماع قرار گرفتن را برای خود هدف قرار دهید. اگر میخواهید ایده‌های خود را پرورش دهید و آنها مطرح کنید، باید در یک دوره‌ای حتما در یک تیمی قرار بگیرید. فقط کار تیمی است که می تواند به شما کمک کند تا به دیگران خود را به راحتی معرفی کنید.

این موضوع را بپذیرید که دیگران ممکن است به اندازه شما مضطرب باشند:

فکر نکنید فقط در دنیا شما درون گرا هستید. هزاران آدم دیگر در دنیا هستند که مانند شما تیپ شخصیت درونگرایی دارند. قطعا آنها هم با قرار گرفتن در یک رویداد احساس نگرانی میکنند. یکی از تکنیک‌هایی که منِ درونگرا از آن برای کاهش استرس امتحان کردم این است که: به فردی که در یک گروه است، بیشتر نزدیک میشوم زیرا این حس به من داده میشود که او نیز شبیه من است. وارد تعامل با او میشوم و این استرس من را کم میکند و به من آرامش میدهد و متوجه میشوم در این حس ناخوشایند تنها نیستم .

به دنبال ارتباط با افرادی باشید که درون گراها را درک میکنند:

من چندین دوست یا استاد  داشته‌ام که به درون گرایانه بودن من واقف بودند و اگر مراوده‌ای با من داشتند یا میخواستند مرا به دیگران معرفی کنند طوری این کار را انجا میدادند که من احساس راحتی میکردم، این افراد در زندگی من بسیار ارزشمند بوده‌اند. پس ابتدا سعی کنید درون خود را کامل بشناسید و در انتخاب افراد و دوستان خود این مطلب را مورد توجه قرار دهید.

سخن آخر منِ درونگرا در خصوص مشکلات شغلی و شخصی خود:

من به عنوان یک فرد درونگرا بیشتر تصمیم‌ها و اعمال فردیم در درون ذهنم اتفاق می‌افتد، خب طبیعی است که بیشتر در درون خودم باشم.

بله من میتوانم سخنران بسیار خوبی باشم ولی از گپ و گفت‌های بی هدف معمولا پرهیز میکنم چون بسیار دنبال معنا و عمق گفتگو هستم خب این مطالب در زندگی شخصی من هم تاثیر گذار هستند، در ازدواجم برای شریک زندگی من که یک فرد برونگراست در ابتدا سخت بود که من را به عنوان یک فرد درونگرا با تمام خصوصیات درونی ام بپذیرد. خب برای من هم سخت بود سعی کردیم با هم به نقطه مشترکی برسیم و این تفاوت هارا بپذیریم و برای هر کدام راه حلی داشته باشیم.

 مثلا تصور کنید برای یه تعطیلات طولانی که قرار است در کنار هم باشیم، علایق ما در این مورد متفاوت است. من معمولا پیشنهاد سفر کنار دریا را میدهم که هم همسرم با فرزندانم میتواند به بازی کردن و شنا بپردازد هم من میتوانم در زیر نور درخشان خورشید به مطالعه کردن کتاب مورد علاقه ام بپردازم به همین راحتی.

این را هم بدانید که گفتگو در هر زندگی رمز موفقیت است. این را در نظر داشته باشید که تا شما افکار و علایق خود را به زبان نیاوردید همسر شما متوجه این موضوع نخواهد شد، اگر هم برای شما سخت است آنها را بنویسید و به همسرتان بدهید تا بخواند.

 یکی از مشکلات شخصی و شغلی درون گرایان این است که زود خسته میشوند. دلیلش واضح است من وقتی همسرم مدام صحبت میکند من خسته میشوم در ابتدا برایم سوال بود که همسرم  صحبت میکند من چرا خسته میشوم؟ خب دقیقا یکی از تفاوت های درونگراها و برونگراها همین است که آنها با حرف زدن انرژی دریافت میکنند ولی در مقابل ما در زمان شنیدن این حرف ها انرژی‌مان تخلیه میشود و …

سخن پایانی نویسنده:

خب دوستان عزیز این مطالب بالا تنها قسمتی از زندگی یک فرد درونگرا بود که باهم خواندیم،. این را هم میدانیم که در یک مقاله نمیشود به کل چالش ها و مشکلات افراد درونگرا بپردازیم فقط امیدوارم اگر خودتان درونگرا هستید به شناخت درون خودتان بپردازید و با توجه به این شناخت خود را کاملا بپذیرید و با درون خود به صلح برسید. روزی من برای تمامی شما زندگی پر از آرامش و شادی است.

دسته بندی : توسعه فردی و یادگیری, تیپ شخصیتی mbti

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید.

تازه‌های امروز

آزمون‌های مرتبط با این پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست