همه‌چیز درباره‌ی ترس از ازدواج؛ با مهم‌ترین دلایل و راهکارهای مقابله با آن آشنا شوید

زهرا برادرش امیر را به‌زور به کلینیک روان‌شناسی آورده و دلیل مراجعه‌شان را ترس از ازدواج او معرفی کرده بود. امیر که سرووضع ژولیده و افسرده واری داشت راضی به ازدواج نمی‌شد چراکه پدر و مادرش از هم طلاق گرفته بودند و این تفکر را داشت که اگر قرار است ازدواج‌ها در آخر ختم به طلاق شوند بهتر است صورت نگیرند. همچنین درگذشته‌اش شکست عاطفی را تجربه کرده بود و نسبت به تشکیل خانواده بدبینی داشت و مسائل اقتصادی و مالی را نیز دستاویزی برای فرار از ازدواج قرار داده بود.

اگر فکر کردن و دیدن فردی که در حال ازدواج است در شما احساس ترس ایجاد می‌کند؛ پرخاشگری، بدخلقی و حملات ترس در هنگام بحث و فکر کردن در مورد ازدواج به شما دست می‌دهد؛ یا در هنگام مواجهه با موضوع ازدواج علائم فیزیکی مثل لرزش، گریه، ضربان قلب بالا، مشکل تنفس، تهوع یا استفراغ، سرگیجه یا خستگی، عرق و ناراحتی شکمی احساس می‌کنید، به‌احتمال‌زیاد دچار ترس از ازدواج شده‌اید.

ترس از ازدواج یعنی چه؟

اساسا ترس، حس طبیعی وجود انسان است که از او در برابر خطرات و حملات احتمالی مراقبت می‌کند اما اگر همین حس کارآمد بدون دلیل از یک حد نرمالی فراتر رود به اختلالی اضطرابی تبدیل می‌شود. گاموفوبیا یا ترس از ازدواج نوعی ترس غیرواقعی از تعهد به ازدواج و پیمان بستن است.

می‌توان گفت که این حس در مجردها طبیعی است. چراکه آن‌ها مسئولیت‌های کمی را در دوران مجردی بر دوش می‌کشند. هر وقت که به خانه بیایند اتاق و رخت‌های چرک‌ آن‌ها تمیز و شسته شده و غذا حاضر است، پول‌هایشان را برای علایق خودشان خرج می‌کنند و وقت و انرژی‌شان را هر طور که بخواهند مصرف می‌کنند. از طرفی آزادی بیشتری هم دارند. پس باوجود دلایلی که برشمردیم دوران مجردی آن‌چنان هم بد نیست و برای کسی که ازدواج را قسمتی از زندگی ایده آلش در نظر نمی‌گیرد مشکلی ایجاد نمی‌کند.

دشواری از جایی شروع می‌شود که شما تمایل  به وارد شدن به زندگی مشترک دارید و هم‌زمان از آن‌هم ترس و واهمه‌ی شدید دارید.

اما دلیل این ترس غیرطبیعی چیست؟

ما در ادامه جدا از بحث درباره‌ی علت‎‌های ترس از ازدواج، راهکارهایی را برای کنار آمدن با آن پیشنهاد می‌دهیم.

چرا از ازدواج می‌ترسیم؟

 می‌توان ریشه‌ی این ترس را در چهار مشکل اصلی طبقه‌بندی کرد.

۱ـ مشکلات خانوادگی

۲ـ مشکلات شخصیتی

۳ـ مشکلات فردی

۴ـ مشکلات اجتماعی

۱ـ مشکلات خانوادگی

چه بخواهیم چه نخواهیم ریشه‌ی تمام مسائل شخصیتی ما به خانواده برمی‌گردد. این‌که خانواده در بدو کودکی با ما چگونه رفتار کرده‌اند. منشأ اولین طرحواره‌های ناسازگار ما به خانواده‌هایمان برمی‌گردد.

وقتی خانواده‌ای فرزندش را سنگ صبور خود قرار می‌دهد و گلایه‌ها و رنجشش از همسرش را پیش فرزندش بازگو می‌کند، آن کودک احساس می‌کند که دنیا جای خطرناک و ناامنی است و عزت‌نفسش پایین می‌آید و با این طرز تفکر بزرگ می‌شود که من هم اگر بزرگ شوم و ازدواج کنم همین اتفاق‌ها هم برای من می‌افتند. او پدر و مادر را الگوی خودش قرار خواهد داد و اگر پدر و مادر دچار تضاد و تعارض‌اند، تصور او از زندگی زناشویی تعارض‌های همیشگی و جنگ‌وگریز داشتن با همدیگر است.

اگر والدین فرزندشان را برای اینکه در پیری عصای دستشان شود بزرگ کنند آن فرد مدام ترس این را دارد که اگر ازدواج کند پدر و مادرش تنها و بی‌یاور می‌شوند.

ممکن است این قضیه برعکس هم باشد و خود آن فرد خیلی به خانواده‌اش وابسته باشد و هنوز به استقلال مالی و عاطفی نرسیده باشد و به عبارتی بند ناف عاطفی‌اش را از آن‌ها نبریده باشد. این افراد معمولا نیاز دارند همه‌چیز را با والدین خود چک کنند و برای هر کاری به نظارت آن‌ها نیاز دارند.

۲ـ مشکلات شخصیتی

امکان دارد که فردی به دلیل داشتن شخصیت اجتنابی از ازدواج واهمه داشته باشد. شخصیت‌های اجتنابی برعکس شخصیت‌های اضطرابی  از اینکه بخواهند خیلی به طرف مقابلشان بچسبند گریزان هستند و مدام از رابطه داشتن فرار می‌کنند. هر دو نوع این شخصیت‌‎ها برای ازدواج ریسک بالایی دارند و ممکن است در رابطه‌ی خود شکست بخورند.

متأسفانه بسیاری از افراد حتی خودشان را هم نمی‌شناسند چه برسد که بخواهند روی شخصیت طرف مقابل خودشان آشنایی پیدا کنند و ببینند آیا باهم تناسب دارند یا نه. گاهی بسیاری از اختلالات شخصیت زمانی در طرف مقابل ما مشخص می‌شود که ازنظر عاطفی به او دل‌بسته‌ایم و حالا مجبور به جدایی هستیم. چگونه می‌توانیم جلوی این مشکلات را بگیریم؟

 با استفاده از تست‌های شخصیت شناسی پیش از ازدواج می‌توانیم تیپ شخصیتی خودمان را بشناسیم و فرد متناسب خودمان را پیدا کنیم. توجه کنید که قرار نیست همه‌ی ویژگی‌های شخصیتی ما با همسر آینده‌مان تشابه داشته باشند بلکه تأکید ما روی تناسب است نه تشابه صد در صد. مثلا اگر دو نفر هر دو ویژگی رهبر بودن را به‌صورت برجسته در شخصیت خود داشته باشند زیر یک سقف سر قدرت جنگ برپا می‌شود. اما یکی مطیع و دیگری ویژگی رهبری داشته باشد این دو می‌توانند باهم کنار بیایند.

مطلب مرتبط: با کدام تیپ شخصیتی ازدواج موفق‌تری خواهید داشت؟

۳ـ مشکلات فردی

خساست داشتن:

افرادی که گرفتار خساست هستند دوست ندارند که مالشان را با کسی شریک شوند و نمی‌خواهند به کس دیگری پول بدهند. این خصلت بیشتر در مردان نمود دارد و آن‌ها یا به دنبال همسر پولداری خواهند گشت و یا کلا قید ازدواج را می‌زنند.

ترس از تعهد:

می‌ترسند مسئولیت بپذیرند که این هم به مسائل خانوادگی برمی‌گردد. آن‌ها در سن طلایی که باید مسئولیت‌پذیری را یاد می‌گرفتند و تمرین می‌کردند این کار را نکردند و همین‌طور بار آمده‌اند.

خیانت والدین:

این تفکر در آن‌ها شکل می‌گیرد که چرا من وارد رابطه‌ای شوم که در آن امکان خیانت وجود دارد؟ پس ترس از ازدواج در وجودشان رخنه می‌کند.

تصویر غلط دربارهی خود:

خودشان را فردی غیر جذاب می‌دانند و فکر می‌کنند سزاوار دوست داشته شدن نیستند پس چون آن‌ها هیچ‌چیز در مورد خودشان را دوست ندارند فکر می‌کنند که دیگران هم اهمیتی برای آن‌ها قائل نخواهند شد.

مطلب مرتبط: ۷ گام مؤثر برای افزایش عزت نفس

کمال‌گرایی:

آن‌ها منتظر شاهزاده‌ای سوار بر اسب سپید هستند و به خاطر معیار‌های وسواس گونه و سخت‌گیرانه‌ای که دارند تمام شانس‌های خود را از دست می‌دهند و روی هر فردی یک ایرادی می‌گذارند.

ترس از شکست عاطفی دوباره یا حتی چندباره:

این افراد ممکن است یک‌بار ازدواج شکست‌خورده داشته باشند یا فردی که بسیار به او علاقه‌مند بوده‌اند را ازدست‌داده باشند. آن‌ها به خودشان فرصت التیام  نداده‌اند و هنوز به آمادگی مناسبی برای ازدواج نرسیدند. اغلب روی صندلی قربانی نشسته‌اند و بالغ درونشان را پیدا نکرده‌اند.

بهترین پیشنهاد برای این افراد این است که خودشناسی داشته باشند و با کمک گرفتن از یک مشاور خوب و استفاده از تست‌های شخصیت شناسی و رفتارشناسی ضعف‌ها و نقاط قوت خود را در بیاورند و روی آن کار کنند و به این درک برسند که مهم نیست که پارتنر قبلی‌شان چقدر به آن‌ها دروغ گفته یا در حقشان ظلم کرده است. بلکه مهم این است که روی خودشان تمرکز کنند و خودشان را نجات دهند.

مطلب مرتبط: شخصیت شناسی در ازدواج چه کمکی به زوجین می‌کند؟

۴ـ مشکلات اجتماعی

اینکه مسائل اقتصادی کشور ثبات ندارند دلیل ترس بسیاری از جوانان از ازدواج شده است. بدون شک مسائل اقتصادی آینده‌ی شغلی آن‌ها را درخطر می‌اندازد و ازآنجایی‌که زندگی با ازدواج و بعدازآن بچه‌دار شدن فشار مالی زیادی را بر آن‌ها تحمیل می‌کند همین باعث ازدواج نکردن آن‌ها می‌شود.

از طرفی هر چه طلاق در جامعه‌ای بیشتر شود فوبیای مردم از ازدواج نیز بیشتر و بیشتر می‌گردد چراکه باعث پیش‌داوری در مورد آینده‌ی خودشان می‌شود و نمی‌توانند هیچ سرنوشت خوشایندی را برای خود متصور شوند.

چگونه با ترس از ازدواج مقابله کنیم؟

ریشه‌ی ترستان را شناسایی کنید

حال که عوامل ترس از ازدواج را باهم بررسی کردیم خوب است که اگر به این مشکل مبتلا هستید تمام دلایلتان را برای ازدواج نکردن روی کاغذ بیاورید تا بتوانید به خودتان کمک کنید.

اگر ترس شما جزء مشکلات فردی باشد، راحت‌تر از همه حل می‌شود اما اگر خانوادگی باشد حادتر است و به درمانگر نیاز پیدا می‌کنید.

هیچ کنترلی وجود ندارد

باید به این عقیده برسید که هیچ فردی در دنیا وجود ندارد که بتواند کاملا زندگی‌اش را کنترل کند. شما تنها می‌توانید توانایی‌هایتان را بالا ببرید و ضعف‌هایتان را کم کنید تا با آمادگی بیشتری با چالش‌ها روبه‌رو شوید و کم‌تر آسیب ببینید.

 شما محکوم‌ به ادامه راه والدینتان نیستید

مهم نیست که چقدر مشکلات خانوادگی بر روی شما تأثیر گذاشته‌اند. مهم از حالا به بعد است و شما می‌توانید با باور به این عقیده که متفاوت از والدین خود هستید و وظیفه‌ی برآورده کردن توقعات و آرزوهای آن‌ها را ندارید در خودتان تغییر ایجاد کنید. پیش‌داوری در مورد ازدواج به خاطر اختلافات والدینتان را کنار بگذارید و سعی کنید شخصیت مستقلی از خودتان بسازید.

با افراد متخصص و صاحب‌نظر مشاوره کنید

 اگر احساس می‌کنید ترس از ازدواج شما خیلی شدید است حتما نزد یک روان‌شناس خوب مراجعه کنید. تجربه ثابت کرده است که  درمان شناختی رفتاری، خانواده‌درمانی، مواجهه درمانی و حتی دارودرمانی تأثیر بسیار خوبی روی گاموفوبیا دارد و می‌تواند آن را درمان کند.

مطلب مرتبط: روانشناس بالینی کیست؟

دسته بندی : ازدواج

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید.

تازه‌های امروز

آزمون‌های مرتبط با این پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست