نشانه‌های هوش هیجانی رهبران کسب‌و‌کار

هوش هیجانی رهبران

نقش هوش هیجانی رهبران یا هوش عاطفی در جنبه‏‌های مختلف مدیریت یک کسب‌وکار، به‌عنوان موضوعی برای انطباق با تغییرها و به‌منظور بقا و رشد در شرایط جدید، دارای اهمیت خاصی است. مهارت‌‏های هوش هیجانی رهبران، با ایجاد تغییرهای اساسی در دیدگاه و نگرش مدیران می‏‌تواند، موجب ارتقاء کسب‌وکار شود. از طرفی هوش هیجانی رهبران، به‌عنوان ابزاری برای کنترل بحران، هدایت افراد، ایجاد رضایتمندی و تعهد کارمندان برای رسیدن به اهداف سازمانی است و وجود آن از بسیاری از آسیب‏‌ها و مشکلات ناشی از بحران‏‌ها در محیط‌‏های کسب‌وکار جلوگیری می‏کند. 

آیا شما می‏دانید هوش هیجانی چیست؟ چطور اندازه‏‌گیری می‏شود؟ چه ابعاد و مؤلفه‏‌هایی دارد؟ مدیری که دارای هوش هیجانی بالا است چه ویژگی‏‌هایی دارد؟ و اینکه چطور هوش هیجانی مدیران، باعث پیشرفت کسب‌وکار و عملکرد موفق مدیران می‏‌شود؟ در این مقاله سعی داریم تا به این سؤال‌ها پاسخ دهیم. 

چرا هوش هیجانی رهبران در کسب‌وکار اهمیت دارد؟

امروزه بسیاری از کسب‌وکارها دچار تغییر شده‌‏اند و این تغییرها، نیازمند مدیرانی است که با تغییرها سازگار و منطبق باشند. عنصر کلیدی در مدیریت تغییرهای سازمانی، نحوه تعامل اجتماعی و هوش هیجانی رهبران است. هوش هیجانی به‌عنوان شیوه‏ای شایسته و ثمربخش برای مدیران اهمیت دارد و شرط حتمی و اجتناب‏‌ناپذیر در سازمان است.

 هوش هیجانی، ترکیبی از دو واژه هوش و هیجان است. هوش، به معنی توانایی یادگیری و کاربرد مهارت‏‌ها برای سازگاری با محیط است. هیجان به معنی واکنش‌های عاطفی، نظیر: غم، شادی، نفرت، عصبانیت و غیره است. هوش هیجانی به‌عنوان نوعی هوش، قابل‌اندازه‌گیری است. درواقع می‌توان چنین گفت که تلاش برای درک، تشریح و تفسیر جایگاه هیجان‏ها و احساسات فرد و تعبیر حالات هیجانی را هوش هیجانی می‌نامند. 

چرا رهبران باید از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند؟

هوش هیجانی رهبرانهوش هیجانی یک مفهوم اکتسابی است و بیشتر کارمندان از طریق مشاهده نحوه رفتار مدیران در محیط کار، نحوه کنترل احساسات خود را یاد می‏‌گیرند. یعنی مدیران کسب‌وکار باید با شناسایی اثرات مثبت احساسات خود بر کسب‌وکار و قبول جنبه‌های منفی احساسات، الگوی رفتاری مطلوبی برای کارمندان خود باشند.

متخصصان علوم مدیریت اعتقاد دارند که بالا بودن هوش‌های هیجانی رهبران، باعث می‌‏شود توان بیشتری برای هدایت کسب‌وکار خود داشته باشند. زیرا هوش هیجانی بر نحوه تصمیم‌گیری و کنترل رفتار انسانی اثر گذاشته و با موفقیت مدیران در کسب‌وکار ارتباط مستقیم دارد.

بالا بودن هوش هیجانی مدیران از این لحاظ اهمیت بیشتری دارد که مدیران وظایفی بر عهده‌ دارند که بیش‏تر از کارمندان، آن‌ها را نیازمند سازمان‌دهی شرایط، احساسات خود و دیگران می‌کنند، این وظایف شامل:

  • کنترل کسب‌وکار در شرایط بحرانی و استرس‌زا
  • جذب و حفظ مشتری با برقراری ارتباط خوب با آن‌ها
  • توانایی به‌کارگیری یا تولید هیجان‏‌ها برای جلب رضایت‏مندی کارمندان و بالا بردن راندمان کسب‌وکار. 

درنتیجه بالا بودن هوش هیجانی مدیران و به‌تبع آن گسترش هیجان‏های مثبت در داخل سازمان، رضایت‌مندی، تعهدپذیری، همکاری و مشارکت کارمندان را تسهیل کرده، مهارت‌های حل مسائل سازمانی را ارتقا می‌دهد، تعارض را کاهش داده و میزان کارایی کسب‌وکار را بهبود می‏بخشد.

بنابراین اگر با خواندن مطالب بالا به دنبال ابزاری برای سنجش دقیق هوش هیجانی هستید اصلا نگران نباشید. تست هوش هیجانی بار-آن (Bar-On) دقیقا به همین منظور طراحی‌شده است. امتحان کردنش نه‌تنها هیچ ضرری ندارد بلکه کمک می‌کند تا به شناخت مناسبی از وضعیت هوش هیجانی خود برسید.  

تست هوش هیجانی بار-ان

تست هوش هیجانی که به تست EQ و تست هوش هیجانی بار ان نیز معروف است، آزمونی برای سنجش هوش هیجانی، هوش عاطفی و هوش ارتباطی در اشخاص است. با استفاده از تست هوش هیجانی بار ان می توان هوش عاطفی و هوش احساسی را در افراد سنجید. هوش هیجانی نقش بسزایی در موفقیت شغلی و زندگی شخصی همه انسان ها دارد. تست هوش هیجانی در واقع مهارت ها و استعداد های اشخاص مختلف را در مواجهه با فشارهای محیطی می سنجد. شما می‌توانید در کمتر از ۱۲ دقیقه و پاسخ به ۹۰ سوال، هوش هیجانی خود را بسنجید. ورود به تست هوش‌هیجانی بار-ان>

چه مؤلفه‌هایی در هوش هیجانی رهبران نقش دارند؟

کاربرد هوش هیجانی رهبران در کسب‌وکار از این لحاظ دارای اهمیت است که به کمک هوش هیجانی، مؤلفه‌‏های شناختی، فیزیولوژیکی و رفتاری باهم ترکیب‌شده و باعث کنترل رفتار مدیر و کارمندان در محیط کسب‌وکار می‏شود. محققین مؤلفه‌های مختلفی را برای هوش هیجانی بیان کرده‌اند. دنیل گلمن و همکارانش، پنج مؤلفه را به‌عنوان مؤلفه‌های اثرگذار در هوش هیجانی معرفی می‌کنند:

  • خودآگاهی: یعنی توانایی تشخیص، کنترل و اداره احساسات در لحظه و درک و بصیرت آگاهانه از نقاط ضعف و قوت خویشتن و تأثیری که فرد بر روی دیگران دارد. 
  • خودتنظیمی: به معنی انطباق فرد با تغییرها، تسلط بر نحوه بیان احساسات و انجام وظایف در هر شرایط روحی است. 
  • انگیزش: هدایت احساسات در جهت اهداف برای تمرکز توجه و ایجاد انگیزه بسیار مهم است. مدیرانی که قادرند احساسات خود را به‌موقع برانگیزانند، سعی می‏کنند مولد و مؤثر باشند و برای رسیدن به اهدافی ماورای انتظارهای خود و دیگران حرکت کنند. 
  • همدلی: نوعی مهارت انسانی محسوب می‏‌شود، و به معنای توانایی درک احساسات دیگران است. مدیران با هوش هیجانی بالا، با همدلی، سعی می‌‏کنند احساسات کارمندان خود را کنار سایر عوامل در تصمیم‏ گیری‏‌ها در نظر بگیرند. 
  • مهارت اجتماعی: هنر ارتباط با مردم و توانایی برقراری روابط مثبت و دوستانه با دیگران است. این مهارت به‌عنوان کلید قابلیت‌‏های رهبری در اکثر سازمان‏‌ها است. نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی مدیران را تقویت می‌‏کند. 

در تقسیم‌بندی دیگری، مایر و همکارانش چهار مؤلفه را برای هوش هیجانی تشخیص داده‌اند؛ که عبارت‌اند از:

  • شناسایی هیجان‏ها در خود و دیگران: یعنی آگاهی از هیجان‌‏ها و احساس‌‏های خود و دیگران به‌منظور شناسایی نقاط قوت و ضعف است. 
  • کاربرد هیجان‏ها: به معنی توانایی استفاده از هیجان‏‌ها در کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسائل و استفاده از فرصت‏‌ها است. 
  • توانایی درک و فهم هیجان‏‌ها: به معنی توانایی درک هیجان‏‌های پیچیده و آگاهی از علل آن‌ها و چگونگی تغییر هیجان‏‌ها از یک حالت به حالت دیگر است. 
  • مدیریت هیجان‏‌ها: به معنی توانایی کنترل و اداره کردن هیجان‌‏ها در خود و دیگران است. 

بالا بودن هوش هیجانی رهبران چه کمکی به آن‌ها می‌کند؟

هوش هیجانی رهبرانهوش هیجانی بالا به مدیران کمک می‌کند تا تسلط بیشتری بر روی خود و کارمندان داشته باشند. نشانه‏‌های بالا بودن هوش هیجانی مدیران، عبارت‌اند از:

  • توانایی رهبری کارمندان
  • توانایی کشف نقاط قوت و ضعف در کسب‌وکار
  • شناخت کامل هیجان‏‌های خود و کارمندان
  • توانایی ابراز خالص‌ترین هیجان‏‌های خود 
  • کنجکاوی در مورد شناخت کارمندان
  • توجه به جزئیات و نگاه کردن به مسائل از زوایای مختلف
  • انعطاف‌پذیری و پذیرش تغییرهای احتمالی
  • ایجاد انگیزه در کارمندان با طرح‏‌های تشویقی
  • علاقه‌مندی به کمک و رشد کارمندان
  • پذیرش اشتباهات و نگاه مثبت به یافتن راه‌حل‌های جایگزین به هنگام شکست

آن‌طور که به نظر می‌رسد، هوش هیجانی بیش‌تر از این‌که به‌عنوان استعداد ذاتی مطرح باشد، شخصیتی و اکتسابی است و می‌توان این ویژگی‏‌ها را ایجاد و تقویت کرد. 

سخن آخر

مدیران سازمان‌‏ها برای اینکه بتوانند در فضای پرتلاطم و رقابتی کسب‌وکارها باقی بمانند و موفق عمل کنند، باید خود را به تفکرهای نوین کسب‌وکار مجهز سازند و به‌طور مستمر مهارت‏‌های خود را بهبود بخشند. دراین‌بین یکی از مهم‌ترین مؤلفه‏‌های شخصیتی که می‏‌تواند به مدیران کمک کند، هوش هیجانی است. هوش هیجانی رهبران، به معنی امتیازات شخصی، نظیر پشتکار، توانایی کنترل خود، مهارت در برقراری ارتباط و سازگاری با دیگران است. همچنین هوش هیجانی رابطه مثبتی با موفقیت در کسب‌وکار دارد. در فضای رقابتی کسب‌وکار، بالا بودن ضریب هوش هیجانی مدیران، درک احساسات کارمندان، مسئولیت‏‌پذیری، رضایت‌مندی و تعهدپذیری آن‌ها را افزایش می‌دهند. 

دسته بندی : رهبری, منابع انسانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست